( ( 4222 ) ) عين آتش در اثير آمد يقين
پرتو و سايهء وى است اندر زمين
( ( 4223 ) ) لا جرم پرتو نپايد ز اضطراب
سوى معدن باز مىگردد شتاب
( ( 4224 ) ) قامت تو برقرار آمد بساز
سايه ات كوته دمى يك دم دراز
اعيان حقايق جهان هستى در پشت پردهء طبيعت است ، اين اعيان مشهود روشنايىها و سايه هاى آنها است ( مثل افلاطونى )
ما در مجلدات پيشين تفسير و نقد و تحليل مثنوى مسائلى را در بارهء مثل افلاطونى به طور اختصار بررسى كردهايم . در ابيات فوق نكتهء مهمى وجود دارد كه ما در اينجا مطرح مىكنيم :
چنين به نظر مىرسد كه جلال الدين مىخواهد توضيح معقولى را در بارهء مثل بيان كند ، اگر چه اين توضيح نمىتواند مانند يك دليل قاطعانه مثل را اثبات كند ، ولى مطلب ، فوق العادهء جالب است .
به اين بيان كه حقايق اشياء در عالم ما فوق محسوسات به طور ثابت وجود دارد اين حقايق بر دو قسم است قسم يكم - حقايق نورانى كه در پشت پردهء نمودها قرار گرفته و ما در جهان محسوس جز روشنايىهاى آنها را نمىبينيم ، حقيقت آفتاب اين جرم نورانى نيست كه ما آن را از كرهء زمين مشاهده مىكنيم ، بلكه پرتوى از آفتاب حقيقى است كه در جهان پشت نمودها وجود دارد .
قسم دوم - حقايق و غير نورانى - ما خود آن حقايق را نمىبينيم ، بلكه سايه هاى آنها را مشاهده مىكنيم .
البته اين مسئله كه وسيلهء نشان دهندهء پرتو حقايق نورانى و سايه هاى حقايق