( ( 2301 ) ) اى دقوقى با دو چشم همچو جو
هين مبر اميد و ايشان را بجو
( ( 2302 ) ) هين بجو كه ركن دولت جستن است
هر گشادى در دل اندر بستن است
( ( 2303 ) ) از همه كار جهان پرداخته
كووكو مىگو به جان چون فاخته
( ( 2304 ) ) نيك بنگر اندر اين اى محتجب
كه دعا را بست حق بر استجب
( ( 2305 ) ) هر كه را دل پاك شد از اعتدال
آن دعايش مىرود تا ذو الجلال
آيه
« وَقالَ رَبُّكُمُ اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ 40 : 60 » ( 1 ) ( خداى شما فرموده است ، مرا بخوانيد ، دعاى شما را مستجاب خواهم كرد . )
( ( 2287 ) ) او فضولى بوده است از انقباض
كرد بر مختار مطلق اعتراض
آيا دعا براى به دست آوردن مقصود ، اعتراض بر خداوند مختار مطلق است ؟ اين مسئله را به دو نوع مىتوان مطرح كرد :
نوع يكم - دعا و نيايش براى آوردن مقصود است كه ضمنا تكليفى هم براى خداوند معين كند ، اين گونه مسئلت و تقاضا را نمىتوان دعا ناميد ، بلكه نوعى از عدم رضايت و اعتراض است كه نه تنها مطلوبيت ندارد ، بلكه قسمى از فضولى كردن است كه شايستهء يك انسان خردمند نيست .
نوع دوم - خواهش و تمناى وصول به مراد است ، بدون اين كه قيافهء تعيين تكليف به خود بگيرد و خلاف مشيت خداوندى را مطالبه كند ، بلكه با توجه به اين كه قدرت مطلقهء خداوندى در متعين ساختن پيش آمد ناگوار براى دعا كننده منحصر نمىشود و خداوند مىتواند وضع روانى نيايشگر و واحدهاى سيستم حوادثى را كه به او روى آورده
هامش
( 1 ) سوره المؤمن ، آيهء 60 . .