تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 604

مساهمون:

ص٦٠٤
كارهاى معمولى جهان را يك طرف نهاده ، فاخته وار سرود كو ، كو ، كو را در اعماق وجودى خويش طنين انداز بساز . اى انسان محجوب و بر كنار از حقايق ، آيهء شريفه را در نظر بياور كه مىفرمايد : اجابت من وابستهء تلاش روحى شما ( دعا ) مىباشد . هر انسانى كه در نتيجهء اعتدال روحى دل پاكى به دست بياورد ، دعا و مناجات او تا پيشگاه الهى پيش خواهد رفت .

مقصود جلال الدين از داستان دقوقى

البته با نظر به همهء داستانهاى مثنوى روشن است كه جلال الدين داستانى را كه شروع مىكند ، مربوط به آخرين و يا با اهميتترين مطلبى است كه در قصه يا مطلق ابيات قبلى بيان كرده است ، ولى پس از آن كه داستان را شروع كرد ، ديگر نمىتوان آن نظم و ترتيب را كه حكايت گويان در نظر مىگيرند ، از جلال الدين توقع داشت ، چنان كه در مقدمه مجله يكم متذكر شده‌ايم : جلال الدين حكايتى را شروع مىكند و به مقتضاى تنوع هيجانات روحى خود و با رشته هاى بسيار ظريف تداعى معانى ، مطالب فوق العاده گوناگون را مطرح مىكند ، اما هر يك از داستانهاى مثنوى مقصود و غرض معينى را نشان مىدهد . به نظر مىرسد مقصود جلال الدين از داستان دقوقى اين است كه يك انسان الهى هر اندازه هم كه در رشد روحى پيش رفت كرده باشد ، باز به ورود در حوزهء ارواح بزرگ پيش روان راه حق نيازمند است . حتى ممكن است عظمت مرد الهى به حدى برسد كه مقام دقوقى ، بلكه بالاتر از او عظمت حضرت موسى عليه السلام را داشته باشد ، باز بينيم كه خضر عليه السلام پيدا مىشود و محدوديت خاص آن پيامبر الهى را اثبات مىكند . موقعى كه سير و سفر و جويندگى ، از اعماق دل سر چشمه بگيرد ، شخص جوينده ، حقيقت نهفته در درون پيش روان الهى را در جلوه هاى گوناگون مشاهده مىكند ، گاهى آنان را مانند شمع
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 604 | محمد تقي جعفري