تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
قيافهء واقعى هدف ، يا قرار گرفتن يك شيئى بعنوان هدف براى انسان از جنبهء اختيارى انسان است . نتيجهء اين تقسيم را در مباحث آينده در پاسخگويى به هدف زندگى مطرح خواهيم كرد .

مطلب دوم - زندگى چيست ؟

براى توضيح معناى زندگى عينكهاى مختلفى لازم است كه بتواند اين پديدهء بديهى تر از همه چيز و تاريك تر از همهء پديده ها را مورد توجه قرار بدهد . در اين مقدمه نظرى به تفسيرات گوناگون بيولوژيكى و فيزيولوژيكى و فلسفى حيات نداريم ، براى موضوع سؤال ما كه عبارت است از فلسفه و هدف زندگى همان جنبهء بديهى حيات ، كافى است . كه عبارت است از دارا بودن انسان به پديده‌اى كه به وسيلهء آن حركت مىكند ، احساس دارد ، لذت مىچشد و درد دارد و دانايى به دست مىآورد و غرايزى را دارا مىباشد و در جستجوى كمال است ، عضوى از اجتماع مىشود و حركات جبرى دارد و آزادانه . . . البته مسلم است كه امور مزبوره زندگى را همه جانبه براى ما توضيح نمىدهد ، ولى براى كسانى كه سؤال از هدف زندگى مطرح است ، زمينهء زندگانى را با امور مزبوره منظور نموده و مسئله مورد بحث را مطرح مىكنند اين مسئله را فراموش نمىكنيم كه كيفيت سؤال از هدف و انگيزهء آن با چگونگى تفسير زندگى رابطهء مستقيم دارد . مثلًا سؤالى كه براى يك راد مرد با عظمت در فلسفهء زندگى مطرح مىشود ، غير از سؤالى است كه براى يك آدم پست صفت تبه كار منظور مىگردد . به همين جهت است كه مىگوييم : تحقيق و تصفيهء هر سؤال مانند پاك كردن گرد و غبار از روى پاسخ آن سؤال است سؤالى كه براى يك فرد يا يك جامعه مطرح مىگردد ، به منزلهء علامت « ايست »