تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
چهرهء حيات به وسيلهء غوطه ور شدن در عربده هاى ناخود آگاه ماشين است كه از اواخر قرن هيجده به اين طرف رو به افزايش گذاشته است ، تمام حوزه هاى وجودى حيات كه با ظرافت و هشيارى و آزادى ، با گسترش افق زيادى در مقابل ديده گان آدمى ، حيات را فروزان مىساخت به محاصرهء ماشين در آمده تدريجا محاصره تنگ تر گشت و حيات آدمى در نقاط تلاقى ماده و حيات با خشونت مادهء آلى با شكست رو برو شد . در نتيجه متفكر نماهايى كه حاضر بودند براى به دست آوردن يك دستمال به قيصريه ها آتش بزنند ، ميدان مناسبى براى خود ديده ، به جاى اين كه در بر داشتن سنگى كه روى منبع حيات آدميان افتاده است ، بكوشند ، فرياد بر آوردند كه منبع آب ندارد ، يا آب منبع تمام شده است چون اينان حيات واقعى خود را چه در راه به دست آوردن شهرت و چه به جهت خود باختگى واقعى از دست داده بودند ، حيات كلى آدميان براى آنان پوچ جلوه كرده ، هياهويى در اين باره راه انداخته و از آب گل آلود جوامع ، ماهىها بيرون كشيدند و حقيقت را به دست نيستى و نابودى سپردند . عناصر تشكيل دهندهء سؤال از هدف زندگى از نظر خود انسانها ، حقايقى هستند كه مردم با اختلافاتى كه در چگونگى و خصوصيات آنها دارند ، مفاهيم روشنى را از آن حقايق در نظر مىگيرند . حد اقل مسأله‌اى بنام فلسفه زندگى كه غايت و هدف تمام حركات و سكنات زندگى را به طور مجموعى شامل شود ، وجود دارد كه در هر دوره و عصرى براى همه اشخاصى كه مىتوانند از خصوصيات و اجزا و پديده هاى مشخص زندگى بالاتر رفته ، مجموع آنها را به طور كلى براى خود بر نهند و سپس سؤال فوق را مطرح نمايند ، مورد توجه جدى قرار گرفته است . براى توضيح اين سؤال دو مطلب با اهميت را متذكر مىشويم :

مطلب يكم - هدف چيست ؟ زندگى چيست ؟

مسلم است كه هدف از يك پديده عبارت است از آن حقيقت منظور كه آگاهى و اشتياق به دست آوردن آن ، محرك انسان بسوى انجام دادن حركات معينى است كه آن حقيقت را قابل وصول مىنمايد . بنا بر اين هر هدفى دو جنبه دارد :