به آن مرد الهى ( حبيب نجار ) [ كه پيامبران را تصديق و از روى خلوص نيت به آنان ايمان آورده بود ] گفته شد : به بهشت داخل شو . [ حبيب در حالى كه به بهشت داخل مىشد ] گفت : اى كاش قوم من مىدانستند كه خدا براى چه مرا بخشيد و مرا يكى از اكرام شدگان قرار داد ) . « يَقُولُ اَلإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ أَيْنَ اَلْمَفَرُّ . كَلَّا لا وَزَرَ . إِلى رَبِّكَ يَوْمَئِذٍ اَلْمُسْتَقَرُّ 75 : 10 - 12 . » ( 1 ) ( انسان در چنان روزى ( رستاخيز ) مىگويد : كجاست فرارگاه ( كه بتوانم فرار كنم ) حاشا ، نه هرگز ، پناهگاهى وجود ندارد ، امروز جايگاه انسانها پيشگاه خداست ) . « كَذلِكَ ما أَتَى اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ 51 : 52 « ( 2 ) ( بدينسان هيچ فرستادهاى به اقوامى كه پيش از آنها زندگى مىكردند نيامد ، مگر اين كه آنان گفتند : يا جادوگر است يا ديوانه . « وَما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجالًا نُوحِي إِلَيْهِمْ مِنْ أَهْلِ اَلْقُرى أَ فَلَمْ يَسِيرُوا فِي اَلأَرْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كانَ عاقِبَةُ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَدارُ اَلآخِرَةِ خَيْرٌ لِلَّذِينَ اِتَّقَوْا أَ فَلا تَعْقِلُونَ . حَتَّى إِذَا اِسْتَيْأَسَ اَلرُّسُلُ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ قَدْ كُذِبُوا جاءَهُمْ نَصْرُنا فَنُجِّيَ مَنْ نَشاءُ وَلا يُرَدُّ بَأْسُنا عَنِ اَلْقَوْمِ اَلْمُجْرِمِينَ 12 : 109 - 110 . » ( 3 ) ( و پيش از تو مردانى از اهل آبادىها نفرستاديم ، مگر اين كه به آنان وحى مىكرديم آيا آن مردم در روى زمين سير نمىكنند تا چگونگى انجام كار پيشينيان را ببينند ؟ به طور قطع سراى آخرت براى كسانى كه تقوا مىورزند بهتر است ، آيا تعقل نمىكنند تا آن گاه كه پيامبران دچار يأس و نوميدى شدند و گمان كردند كه آنها تكذيب شدهاند يا امر به آنها مشتبه شده است ، ناگهان يارى ما به آنها رسيد و هر كس را كه مىخواستيم
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 455
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٥٥
هامش
( 1 ) سوره القيامة ، آيهء 9 تا 11 . .
( 2 ) سوره الذاريات ، آيهء 52 . .
( 3 ) سوره يوسف ، آيهء 109 و 110 . .