مخفى بودن آن درختان از چشم خلق
( ( 2009 ) ) اين عجبتر كه بر ايشان مىگذشت
صد هزاران خلق از صحرا و دشت
( ( 2010 ) ) ز آرزوى سايه جان مىباختند
از گليمى سايبان مىساختند
( ( 2011 ) ) سايهء آن را نمىديدند هيچ
صد تفو بر ديده هاى پيچ پيچ
( ( 2012 ) ) ختم كرده قهر حق بر ديده ها
كه نبيند ماه را بيند سها
( ( 2013 ) ) ذرهاى را بيند و خورشيد نى
ليك از لطف و كرم نوميد نى
( ( 2014 ) ) كاروانها بىنوا وين ميوه ها
پخته مىريزد چه سحر است اى خدا
( ( 2015 ) ) سيب پوسيده همىچيدند خلق
در هم افتاده به يغما خشك حلق
( ( 2016 ) ) گفت هر برگ و شكوفهء آن غصون
دم به دم يا ليت قومى يعلمون
( ( 2017 ) ) بانگ مىآمد ز سوى هر درخت
سوى ما آييد خلق شور بخت
( ( 2018 ) ) بانگ مىآمد ز غيرت بر شجر
چشمشان بستيم كلا لا وزر
( ( 2019 ) ) گر كسى مىگفتشان كاين سو رويد
تا از اين اشجار مستسعد شويد
( ( 2020 ) ) جمله مىگفتند كاين مسكين مست
از قضاء اللَّه ديوانه شده ست
( ( 2021 ) ) مغز اين مسكين ز سوداى دراز
وز رياضت گشته فاسد چون پياز
( ( 2022 ) ) او عجب مىماند يا رب حال چيست
خلق را اين پردهء اضلال چيست
( ( 2023 ) ) خلق گوناگون با صد رأى و عقل
يك قدم اين سو نمىآرند نقل
( ( 2024 ) ) عاقلان و زيركانشان از نفاق
گشته منكر و اين چنين باغى و غاق
( ( 2025 ) ) يا منم ديوانه و خيره شده
ديو بر من غالب و چيره شده
( ( 2026 ) ) چشم مىمالم به هر لحظه كه من
خواب بينم يا خيال اندر زمن
( ( 2027 ) ) خواب چبود ؟ بر درختان مىروم
ميوه هاشان مىخورم چون نگروم
( ( 2028 ) ) باز چون من بنگرم در منكران
كه همىگيرند ازين بستان كران
( ( 2029 ) ) با كمال احتياج و افتقار
ز آرزوى نيم غوره جان سپار