تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
امكان دارد خداوند اين وسيله بىاعتنايى به تكاليف را از مردم به طور جدى بخواهد ؟ همچنين بعضى از آيات صريحا مىگويد : « بعضى از كارهاى نيكو ، كارهاى زشت و تباه را از بين مىبرد » آيا مىتوان گفت : خداوند با تحريك به انجام بعضى از اعمال شايسته ، كردارهاى ناشايست را براى مردم تجويز مىكند ؟ به طور كلى شفاعت و توبه و بعضى از كارهاى نيكو كه موجب محو گناه مىگردند ، اگر وسيله‌اى براى موجه ساختن تبه كارى قرار بگيرند ، شبيه به اين است كه من آتشى شعله ور بسازم به اميد آن كه همسايهء دل سوزى دارم كه آب و وسايل آتش نشانى مىآورد و خاموش مىسازد اولا فرض كنيم : چنين يقين هم براى ما پيدا شد كه خداوند به وسيلهء پيامبر و ائمه عظيم الشأن گناهان ما را ناديده بگيرد ، آيا اين ناديده گرفتن و تصفيه كردن روح پس از آلودگى شبيه به وصله‌اى نيست كه به لباس پاره‌اى زده مىشود ؟ آيا كمال و اعتلاى روحى كه بدون توسل به امور خارج از ذات خويش به دست آورده است ، با آن كمال و اعتلاى روحى كه به جهت شفاعت و توبه بوجود مىآيد ، يكى است ؟ ثانيا - ارتكاب معصيت به اميد شفاعت مانند سقوط در سيه چال گناه به اميد توبه است كه خود فى نفسه گناه بوده و باعث اختلال روش تكاملى است . توبه از گناه مانند از عهده بر آمدن ابراهيم خليل عليه السلام از آزمايشات سخت نيست كه موجب ارتقاء و امامت مطلقه آن حضرت گشته است ، توبهء واقعى ، نه وسيلهء ارتكاب گناه ، كثافت و آلودگى روح را بر طرف مىنمايد ، اما اعتلاى روح به بر آمدن از عهدهء تكاليف و وظايف عبوديت مربوط است . اعتراضات ديگرى نيز در بارهء شفاعت گفته شده است كه با نظر به مسائل گذشته مىتوان آنها را دفع نمود .

تفسير ابيات

در زمان گذشته يك مرد الهى وجود داشت كه در كرهء خاكى مانند شمع آسمانى