( شيخ در ميان قومش مانند پيامبر در امت خويش است ) .
توضيحى كه سيوطى در بارهء مفهوم شيخ مىدهد ، اين است كه اين عظمت براى شيخ نه بدان جهت است كه كهنسال است ، بلكه براى آنست كه گذشت روزگاران عقل او را به نهايت تيز بينى رسانيده است . ) منظور مولوى از شيخ اصطلاح عرفان است ، مسلم است كه شيخ به اين معنى در صورتى كه جامع شرايط رهبرى الهى باشد ، از آن مفهوم كه سيوطى مىگويد عالىتر است .
( ( 1783 ) ) گفت پيغمبر كه روز رستخيز
كى گذارم مجرمان را اشك ريز
( ( 1784 ) ) من شفيع عاصيان باشم به جان
تا رهانمشان ز اشكنجهء گران
( ( 1785 ) ) عاصيان و اهل كباير را به جهد
وارهانم از عتاب نقض عهد
بحثى در شفاعت
از زمانهاى گذشته مفهوم شفاعت مانند مفاهيم قضا و قدر و توبه و جبر و اختيار و عدل و توسل ، مورد مناقشه و كج فهمى و سوء استفاده و خود نمايىهاى مكتبى و علمى قرار گرفته است . ما بحث شفاعت را در چند مسئله به طور اختصار مطرح مىكنيم .
مسئله يكم - از نظر عقلانى
با نظر به مجموع مباحث الهيات و رابطهء انسان با خدا ، شفاعت به معناى معقولى كه مىتواند در بر داشته باشد ، نه تنها مورد اشكال و اعتراض نيست ، بلكه مانند يك امر ضرورى الهى به نظر مىرسد .
اگر ما بتوانيم معناى پارتى بازى و باج سبيل دادن را از مفهوم و شفاعت دور كنيم و چنان گمان نكنيم كه شفاعت مبارزه با قانون و نظم و علل و معلولات است ، مهمترين قدم را در تفسير و توجيه شفاعت بر داشتهايم .
عمل خارجى و انعكاسات نارواى شفاعت در اذهان معمولى كه عالىترين حقيقت را به صورت خرافات در مىآورد ، موضوعى است ، و دقت در مجموع مباحث الهيات و رابطهء انسان با خدا و استخراج معناى معقول براى شفاعت ، موضوع ديگرى .