تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨

خلاص يافتن كودكان از مكتب بدين مكر

( ( 1592 ) ) مادرانشان خشمگين گشتند و گفت روز كتاب و شما با لهو جفت وقت تحصيل است اكنون و شما مىگريزيد از كتاب و اوستا ( ( 1593 ) ) عذر آوردند كاى مادر تو بيست اين گناه از ما و از تقصير نيست ( ( 1594 ) ) از قضاى آسمان استاد ما گشت رنجور و سقيم و مبتلا ( ( 1595 ) ) مادران گفتند مكر است و دروغ صد دروغ آريد بهر طمع دوغ ( ( 1596 ) ) ما صباح آييم پيش اوستا تا ببينيم اصل اين مكر شما ( ( 1597 ) ) كودكان گفتند بسم الله رويد بر دروغ و صدق ما واقف شويد

تفسير ابيات

وقتى كه كودكان به خانه رسيدند ، مادرانشان تعجب كرده و خشمگين گشتند و گفتند : حالا در اين وقت روز موقع كتاب خواندن است ، شما آمده‌ايد بازى مىكنيد ؟ مگر الان موقع تحصيل نيست ؟ چرا از كتاب و درس گريزان گشته‌ايد كودكان هر يك عذر آورد كه ما را ، مشوش مباش ، ما تقصير نداريم ، قضاى آسمانى استاد ما را بيمار و رنجور و مبتلا ساخته است . مادران گفتند : مكر و دروغ راه انداخته‌ايد ، براى بازى خودتان صدها دروغ آورده‌ايد ما فردا طرف بامداد نزد استادتان مىرويم و پرده از روى مكر بازى شما برمىداريم . كودكان هم گفتند : بسم الله بفرماييد ، فردا پيش استاد ما برويد ، تا معلوم شود كه ما دروغ مىگوييم يا راست .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 328 | محمد تقي جعفري