خلاص يافتن كودكان از مكتب بدين مكر
( ( 1592 ) ) مادرانشان خشمگين گشتند و گفت
روز كتاب و شما با لهو جفت
وقت تحصيل است اكنون و شما
مىگريزيد از كتاب و اوستا
( ( 1593 ) ) عذر آوردند كاى مادر تو بيست
اين گناه از ما و از تقصير نيست
( ( 1594 ) ) از قضاى آسمان استاد ما
گشت رنجور و سقيم و مبتلا
( ( 1595 ) ) مادران گفتند مكر است و دروغ
صد دروغ آريد بهر طمع دوغ
( ( 1596 ) ) ما صباح آييم پيش اوستا
تا ببينيم اصل اين مكر شما
( ( 1597 ) ) كودكان گفتند بسم الله رويد
بر دروغ و صدق ما واقف شويد
تفسير ابيات
وقتى كه كودكان به خانه رسيدند ، مادرانشان تعجب كرده و خشمگين گشتند و گفتند : حالا در اين وقت روز موقع كتاب خواندن است ، شما آمدهايد بازى مىكنيد ؟ مگر الان موقع تحصيل نيست ؟ چرا از كتاب و درس گريزان گشتهايد كودكان هر يك عذر آورد كه ما را ، مشوش مباش ، ما تقصير نداريم ، قضاى آسمانى استاد ما را بيمار و رنجور و مبتلا ساخته است .
مادران گفتند : مكر و دروغ راه انداختهايد ، براى بازى خودتان صدها دروغ آوردهايد ما فردا طرف بامداد نزد استادتان مىرويم و پرده از روى مكر بازى شما برمىداريم .
كودكان هم گفتند : بسم الله بفرماييد ، فردا پيش استاد ما برويد ، تا معلوم شود كه ما دروغ مىگوييم يا راست .