تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
مزبور احتياج به تحريك و توجه و اراده مستمر دارد ، مانند آب چاه كه بالا آمدنش احتياج به تلمبه و فشار دائمى دارد .

45 - تفاهم معمولى همواره به وسيلهء عقل جزئى است .

گفت ازين ره كو ره آوردى بيار در خور فهم و عقول اين ديار پست مىگويم به اندازهء عقول عيب نبود اين بود كار رسول ( 1 ) بهر طفل نو پدر تىتى كند گر چه عقلش هندسهء گيتى كند گوهر معقول را محسوس كرد پير بينا بهر كم عقلى مرد ( 2 )
تفاهم انسانهاى بزرگ كه داراى عقل عالى و انديشه هاى نيرومند مىباشند با مردم معمولى و همچنين مردم معمولى در ميان خود با عقول معمولى و مقتضيات آنها بايد صورت بگيرد . اين است قانون عمومى محاورات و تفهيم معانى در جوامع انسانها ، ولى دو نكتهء مهم را در اين مسئله نبايد فراموش كرد :

نكته يكم

- بايد متوجه بود كه اين تفاهم ناشى از ضرورت آمادگى به پذيرش حقايق و واقعيات است و بايد انسانها را به حركت به سوى حقايق و واقعيات تحريك نمود ، اگر چه در اين تحريك مراعات حال كاروانيان لازم است . اما بايد ضمنا به اين كاروانيان تفهيم كرد كه راه به سوى مقصد هميشه سطح هموار نيست ، بلكه ما در پيش رو سنگلاخ داريم و از رودخانه ها بايد عبور كنيم ، از قلهء كوه ها بالا رويم و به دره ها سرازير شويم . . . اين همان تفاهم متحرك است كه روى بنياد تكامل استوار شده است .

نكته دوم

- اين است كه عقل رشد يافته براى تفاهم نبايد آن اندازه تنزل ناخود آگاه كند كه موجب سقوط خويشتن شود ، اين همان نتيجه را دارد كه مىگويد : شد غلامى كه آب جو آرد آب جو آمد و غلام ببرد
هامش
( 1 ) دفتر اول ، ص 69 بيت 7 و ص 74 بيت 16 و ص 133 بيت 31 . .
( 2 ) دفتر دوم ، ص 129 بيت 68 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 278 | محمد تقي جعفري