العيش نوم و المنية يقظة و المرء بينهما خيال سار ( 1 ) ( زندگى خواب است و مرگ بيدارى است ، انسان ميان اين خواب و بيدارى خيالى است كه در گذر است ) . عقل جزيى مىگويد : زندگى پس از مرگ كه شروع حيات حقيقى است ، مرگ است اسفا ، اين عقل ناقص اين زندگانى را كه صبح كاذب است ، صبح صادق مىخواند 8 - اين عقل جزيى كه از نظر طبيعت به جهان ماده و كرات فضايى مانند زحل وابسته است ، در مقابل عقول عالى و اولياء الله ارزش و محلى ندارد . 9 - فريب خوردگان همين عقول جزيى و تجربى است كه عمرى انسان را در سراب بىسر و ته اميدهاى بىجا و آرزوهايى كه هرگز جامهء عمل نخواهد پوشيد سر گردان رها مىكنند . پر رويى فريب خوردگان اين عقل تجربى جزيى را تماشا كنيد كه صدها بار در زندگانى به اشتباهات و خطاهاى عقل آگاه مىشوند ، باز دست از احكام مطلق آن بر نمىدارند تبصره - بارها اين نكته را گفتهايم و در مسائل آينده عقل هم جلال الدين صريحا خواهد گفت كه تخطئه عقل جزيى و تجربى در منطقه هاى خارج از قلمرو مجاز آن است نه اين كه روش عقلانى تجربى مطلقا محكوم به بطلان است ، بلكه در ابيات آينده ده ها بيت در تمجيد و تشويق از عقل و عقلا خواهيم ديد كه جلال الدين با بهترين شواهد و ادله روش عقل را تحسين و تمجيد نموده ، بلكه ضرورت پيروى از عقل را در قلمرو مجاز خود روشنتر از آن معرفى مىكند كه مورد انتظار است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 222
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٢٢٢
عقل را خط خوان آن اشكال كرد
تا دهد تدبيرها را ز ان نورد ( 2 )
هامش
( 1 ) ديوان ابو الحسن تهامى ، قصيده رائيه . .
( 2 ) دفتر پنجم ، ص 284 بيت 15 . .