« بيان آن كه علم را دو پر و گمان را يك پر است و مثال ظن و يقين در علم »
( ( 1510 ) ) علم را دو پر گمان را يك پر است
ناقص آمد ظن به پرواز ابتر است
( ( 1511 ) ) مرغ يك پر زود افتد سر نگون
باز بر پرّد دو گامى يا فزون
( ( 1512 ) ) مىفتد مىخيزد آن مرغ گمان
با يكى پر بر اميد آشيان
( ( 1514 ) ) بعد از آن يمشى سويا مستقيم
نى على وجهه مكبا او سقيم
( ( 1515 ) ) با دو پر بر مىپرد چون جبرئيل
بىگمان و بىمگر بىقال و قيل
( ( 1516 ) ) گر همه عالم بگويندش تويى
بر ره يزدان و دين مستوى
( ( 1517 ) ) او نگردد گرمتر از گفتشان
جان طاق او نگردد جفتشان
( ( 1518 ) ) ور همه گويند او را گمرهى
كوه پندارى و تو برگ كهى
( ( 1519 ) ) او نيفتد در گمان از طعنشان
او نگردد دردمند از طعنشان
( ( 1520 ) ) بلكه گر دريا و كوه آيد بگفت
گويدش با گمرهى يارى و جفت
( ( 1521 ) ) هيچ يك ذرّه نيفتد در خيال
يا به طعن طاعنان رنجور حال
مطمئن و موقن و بىاحتيال
كاى چنين باشد مگر در كل حال
آيه
« أَفَمَنْ يَمْشِي مُكِبًّا عَلى وَجْهِه أَهْدى أَ مَّنْ يَمْشِي سَوِيًّا عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ 67 : 22 « ( 1 ) ( آيا كسى كه سر نگون [ بدون اين كه راه را به بيند ] راه برود هدايت شده تر است ، يا كسى كه در حال اعتدال بر صراط مستقيم راه مىرود . )
هامش
( 1 ) سوره الملك ، آيهء 22 . .