اين جستجوى جدى تو جنبش مباركى است كه در راه حق هر گونه مانع را از سر راه تو بر مىدارد .
اين جستجو كليد خواسته هاى تو و لشكريان پيروزمند و پرچمهاى بر افراشتهء تست ؟ اين طلب و كوشش مانند خروس است كه در هنگامه صباح نويد آغاز بامداد را بگوشها طنين انداز مىكند .
اگر ديدى آلت و وسيلهاى ندارى ، مايوس مباش ، در راه خدا به آلت و وسيله نيازى نيست .
نيز در معاشرت با مردم ، دمساز كسى باش كه در جستجو و تقلا است زيرا هم دمى با جويندگان تو را هم به جويندگى وادار مىسازد ، در سايهء مردان پيروز تو هم به پيروزى خواهى رسيد .
در آن هنگام كه مىبينى مور ناتوانى در جستجوى سليمان حشمتى است ، در كار آن مور ناتوان با نظر سست و اهانت منگر . تو خود بينديش ، خواهى ديد : امروز هر چه كه در اختيار دارى از مال و حرفه ، روزى همهء آنها به صورت انديشهاى بود كه تو را به جستجو وادار ساخت .
اگر بنشينى و بگويى : من بدون جويندگى بگنجى خواهم رسيد ، اين انديشهء خامى است ، گنج و دست يافتن به گنج يك امر استثنايى است كه به ندرت اتفاق مىافتد [ ابيات بعدى تكرار مضمون همين ابيات است كه توضيح داديم . ]
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 176
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٦