1 - سود جويى افراطى سوداگران ملل به معناى عمومى آن ، زندگانى مادى و معنوى اجتماعات يا اكثريت افراد آنها را متزلزل و بىپايه و رو به نابودى برده است .
2 - اكثريت پيش تازان به جاى اين كه سياستمدارهاى واقعى باشند و جوامع خود را به بهترين هدفهاى انسانى توجيه نمايند ، بيشتر با روبناهاى حيات طبيعى بريده از حيات روانى آدميان سر و كار دارند كه نه از حيات خود و فلسفه و هدف آن اطلاع دارند و نه از حيات انسانها و هدف آن .
براى آن كه انسانها در بارهء مكتب و ايده ئولوژى شايسته ، آنها را مسئول قرار ندهند كوشش فراوانى مىشود كه تعقل و انديشهء انسانى جاى خود را به هوى و هوسهاى مشغول كننده بدهد . زيرا همه مىدانيم كه هر گونه حركت غريزهء حيوانى به اندازهء خود ، آن چنان با انديشه و چون و چرا ناسازگار است كه آب با آتش .
3 - پيش تازان پيش تازان معنوى انسانيت در هر جامعه اغلب جنبهء حرفهاى به خود گرفته و حيات و هدف آن را چه براى خود و چه براى پيروان شان به جاى آن كه با معنويات واقعى تفسير و توجيه كنند ، فقط در ارضاى موقت خود طبيعى و آرايش ظاهرى روان منحصر ساختند .
4 - زعماى متصديان علوم انسانى از مواد مربوط به آزادى انديشه و بيان كه قوانين دورانهاى اخير مخصوصاً در مغرب زمين بدون تفسير بمغزهاى نارس انسانها سرازير كرده بود ، استفاده كرده تا توانستند تناقضها گفتند ، نه تنها گفتار اين متصديان با يكديگر تناقض داشت ، بلكه هر يك از آنان در سيستم انديشهاى كه داشتند ، تناقضات فراوانى را به افكار تحويل دادند .
افراد معمولى هم كه غالبا از انديشه و تعقل عميق و همه جانبه محرومند تحت تأثير عوامل فوق قرار گرفته با خويشتن چنين گفتند : كه نكند ما در چون و چرا گفتنها به راه خطا مىرويم ؟ حالا كه هيچ چيز شرط هيچ چيز نيست ، ما هم بىخود معطليم . زندگى پوچ است و عقل و منطق كلمات كثيف و مردهاى هستند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 133
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٣٣