تشبيه كردن قرآن مجيد را به عصاى موسى و وفات مصطفى صلى الله عليه و آله را تشبيه نمودن به خواب موسى و قاصدان تغيير قرآن را به آن دو ساحر بچه كه قصد بردن عصا كردند چون موسى عليه السلام را خفته يافتند
( ( 1197 ) ) مصطفى را وعده كرد الطاف حق
گر بميرى تو نميرد اين سبق
( ( 1198 ) ) من كتاب و معجزت را حافظم
بيش و كم كن را ز قرآن رافضم
( ( 1199 ) ) من تو را اندر دو عالم رافعم
طاعنان را از حديثت دافعم
( ( 1200 ) ) كس نتاند بيش و كم كردن در او
تو به از من حافظى ديگر مجو
( ( 1201 ) ) رونقت را روز روز افزون كنم
نام تو بر زرّ و بر نقره زنم
( ( 1202 ) ) منبر و محراب سازم بهر تو
در محبت قهر من شد قهر تو
( ( 1203 ) ) نام تو از ترس پنهان مىكنند
چون نماز آرند پنهان مىشوند
خفته مىگويند نامت را كنون
خفته هم بانگ نماز اى ذو فنون
( ( 1204 ) ) از هراس و ترس كفار لعين
دينْت پنهان مىشود زير زمين
( ( 1205 ) ) من مناره پر كنم آفاق را
كور گردانم دو چشم عاق را
( ( 1206 ) ) چاكرانت شهرها گيرند و جاه
دين تو گيرد ز ماهى تا به ماه
( ( 1207 ) ) تا قيامت باقيش داريم ما
تو مترس از نسخ دين اى مصطفى
( ( 1208 ) ) اى رسول ما تو جادو نيستى
صادقى هم حرفهء موسيستى
( ( 1209 ) ) هست قرآن مر تو را همچون عصا
كفرها را در كشد چون اژدها
( ( 1210 ) ) تو اگر در زير خاكى خفته اى
چون عصايش دان تو آن چه گفته اى
( ( 1211 ) ) قاصدان را بر عصايت دست نى
تو بخسب اى شه مبارك خفتنى
( ( 1212 ) ) تن بخفته نور جان در آسمان
بهر پيكار تو زه كرده كمان
( ( 1213 ) ) فلسفى و آن چه پوزش مىكند
قوس نورت تير دوزش مىكند