تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 108

مساهمون:

ص١٠٨
صاحب عصا به خواب رفته باشد ، عصا را از نزد او برداريد و نترسيد ، اگر توانستيد عصا را بدون بيم برداريد ، بدانيد كه آن دو نفر هم مانند شما ساحران ماهرى هستند . آن گاه مىتوانيد چارهء سحرشان را بنماييد و اگر نتوانستيد عصا را از نزد آنها برداريد بدانيد كه آن عصا و فعاليتش كار الهى است و فرستادهء خداوند و از طرف او رهبرى مىشود . اگر تمام شرق و غرب جهان پر از فرعون باشد ، در مقابل حق درموقع پيكار سر نگون خواهد گشت . اين است نشان راستين ، بنويسيد و برويد . خدا به حقيقت داناتر است . فرزندان من وقتى كه ساحرى بخواب برود ، سحر و مكر او خنثى مىشود ، زيرا وقتى كه چوپان به خواب برود ، توانايى نگهدارى گلهء خود را ندارد و نمىتواند از حمله گرگ جلوگيرى كند ، اما اگر چوپان يك جاندار خود خدا باشد ، از هجوم گرگ در امان خواهد بود . آن خلاف قوانين طبيعت را كه خدا صورت بدهد ، نام جادو بر آن نهادن خطا است . جان پدر ، اين كه گفتم نشان قطعى است ، اگر هم اژدها بميرد ، خدا او را از ميان برداشته است ، نه انسان .