تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
است . « 1 » - ( 1 ) مقاتل بن سليمان مىگويد : آيهء :
وَ الَّذِينَ يُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوا
« 2 » - در حقّ على ( ع ) نازل شده است ، و آن هنگامى بود كه گروهى از منافقان او را آزار مىرساندند و به دروغ نسبتش مىدادند . « 3 » « 4 » ( 2 ) ابن عبّاس مىگويد : آيهء
وَ يَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَ بِالرَّسُولِ وَ أَطَعْنا
« 5 » - در حقّ على ( ع ) و مردى از قريش نازل شده است كه زمينى از حضرت ( ع ) خريد . « 6 » - ( 3 ) مقصود از آيهء :
وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً
« 7 » - على و فاطمه - عليهما السّلام - است . « 8 » « 9 »
هامش
( 1 ) همان . ( 2 ) احزاب / 58 ؛ و كسانى كه مردان و زنان مؤمن را بىهيچ گناهى مىآزارند . ( 3 ) همان . ( 4 ) شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 287 - 286 مىگويد : « چگونگى دلالت آن به مطلوب ، همين فرمودهء :بِغَيْرِ مَا اكْتَسَبُوااست كه گواهى است بر برائت على ( ع ) از آن چه مىگويند ، و اين كه سخن آن‌ها بهتانى است آن گونه كه خداوند در پايان آيه مىفرمايد :فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتاناً وَ إِثْماً مُبِيناً. روشن است توجّه آيه به برائت على ( ع ) و گفتن اين حقيقت كه اگر كسى او را بيازارد گناهى آشكار مرتكب شده است با آن همه بهتان و آزار رساندن به مؤمنان ، خود دليلى است بر عظمت او نزد خداوند تبارك و برترى او بر ديگران ، به ويژه آن كه به صيغهء جمع از او تعبير شده است و آزار او همراه با آزار خدا و رسول آمده است و البتّه فرد برتر براى امامت شايستگى بيش‌ترى دارد . منافاتى نيست ميان ذكر زنان مؤمن در آيه و نزول اين آيه در حقّ على ( ع ) و كسانى كه او را آزار مىرسانند ، زيرا مانعى نيست زنانى را بسان پيروان ، ياد كرد ، به ويژه آن كه مقصود از زنان مؤمن همراه ارادهء على با واژهء « مؤمنان » همان فاطمهء مظلومه است و بر فايدهء آيه در رساندن مطلوب مىافزايد . » ( 5 ) نور / 47 ؛ و مىگويند به خدا و رسول ايمان آورديم و فرمان مىبريم . ( 6 ) همان . ( 7 ) فرقان / 54 ؛ او خدايى است كه از آب انسان را آفريد و او را خويش نسبى و سببى قرار داد . ( 8 ) همان . ( 9 ) ابن بطريق در خصائص / 235 - 234 مىگويد : « وحى ، او را از ديگر مردمان جدا كرده است ، اگر چه ديگران نيز همچون او با پيامبر ( ص ) ، خويشى داشتند و اشارهء وحى گرانسنگ ، به نام او امتياز او بر ديگر مردم است و اين نشانهء تشويق در وجوب پيروى از اوست . » شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 214 - 213 مىگويد : « حاصل مفهوم آيهء كريمه آن است كه خداوند سبحان ، آدمى را از آب بيافريد يعنى آن چه آب گشته است و نورى بوده نهاده شده در پشت آدم و بنى بشر را خويشان يك ديگر قرار داد كه مقصود ، همان محمّد ( ص ) است ، زيرا او خويش فاطمه و حسنين است و برخى را داماد قرار داد كه همان على ( ع ) است ، و بر اين پايه دلالت آيهء شريفه بر امامت امير المؤمنين ( ع ) آشكار مىباشد ، زيرا يگانگى نور آن دو كه بر آدم ، پيشى داشته‌اند دليل برترى على ( ع ) است حتّى بر پيامبران ، و كسى كه چنين باشد امامت براى او ضرورت مىيابد ، به ويژه آن كه در اخبار نور - كه بعدا خواهيم آورد - پيامبر ( ص ) فرموده است : « مرا پيامبر ، بيرون آورد و على را وصىّ » و در برخى احاديث آمده است : « در من نبوّت را قرار داد و در على ( ع ) امامت را » ، و اگر بپذيريم كه مقصود از آب در آيه غير از نور است بدون ترديد آيهء شريفه ، به ويژهء محمّد و على را در هر جهتى از جهات يك بشر مىداند كه در خارج به خويشى و دامادى تقسيم شده‌اند و اين دليلى است در برترى على و اين كه او جان پيامبر ( ص ) و همانند اوست و در رسيدن به امامت ، برترين و شايسته‌ترين مردمان است . »