( 1 ) على ( ع ) مىفرمايد : مقصود از آيهء :
ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنا مِنْ عِبادِنا
« 1 » - ما هستيم . « 2 »
( 2 ) امام باقر ( ع ) « 3 » - در بارهء آيهء :
وَ شَاقُّوا الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمُ الْهُدى
« 4 » - مىفرمايد : اين آيه در « امر على ( ع ) نازل شده است . « 5 »
( 3 ) هم ايشان ( ع ) مىفرمايد : « 6 » - پيامبر اكرم ( ص ) در بارهء آيهء :
وَ يُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ
، « 7 » - « 8 » فرموده است : مقصود من هستم و على بن ابى طالب [ و خاندان من ] كه پيروىام
هامش
( 1 ) فاطر / 32 ؛ سپس كتاب را به بندگانى از خود به ارث نهاديم كه برگزيديمشان .
( 2 ) شيخ مظفّر در دلائل الصدق 2 / 353 مىگويد :
« در اين هنگام آيه دلالت بر امامت حضرت ( ع ) دارد ، چرا كه حاكى از عصمتى است كه شرط امامت است و بنا به اجماع ، در ميان صحابه ، معصومى جز حضرت ( ع ) نيست و از سويى به ارث بردن كتاب با گزينش در شأن جانشينان انبياست و بر همين اساس ، على ( ع ) خليفه و امام خواهد بود . »
( 3 ) همان .
( 4 ) محمّد / 32 ؛ و با آن كه راه هدايت بر ايشان آشكار شده بود با پيامبر ( ص ) مخالفت ورزيدند .
( 5 ) شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 259 مىگويد :
« از « امر » على ( ع ) جز خلافت او فهميده نمىشود و آن آشكارترين امرى است كه در زمان پيامبر ( ص ) و پس از او دشوارىها بر سر آن رخ نمود . يك بار گمراهى به او نسبت دادند و بار ديگر هذيان گويى و بار سوم اين سخن حارث بن نعمان فهرى را كه : خدايا ! اگر آن چه محمّد مىگويد حق است بر ما از آسمان ، سنگ بباران . و چهارم آن بيعت سقيفه و پنجم وادار كردن او به بيعت و دشوارىها ديگر در زمان حيات و مرگ پيامبر ( ص ) كه در « امر » على ( ع ) پيش آمد . »
( 6 ) محمّد / 32 ؛ و با آن كه راه هدايت برايشان آشكار شده بود با پيامبر ( ص ) مخالفت ورزيدند .
( 7 ) هود / 3 ؛ و هر شايستهء انعامى را نعمت دهد .
( 8 ) شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 261 - 260 مىگويد :
« مقصود از اين آيهء شريفه يا آن است كه خداوند اين نعمت را بر مردم ارزانى داشته كه فضل و شناخت بديشان ارمغان كرده است و برخى را بر برخى برترى داده است ، يا مقصود چنين است كه به هر با فضلى پاداش فضلش داده مىشود ؛ يعنى پاداش او بر حسب كم و زيادى تلاش و داشتن اخلاص ، كه در اين هنگام مفهوم نازل شدن آن در حق على ( ع ) ، اعلان اين حقيقت است كه او ذاتا يا جزءا فاضل است و فاضل در هر يك از اين دو به امامت شايستهتر خواهد بود . در صورتى كه فاضل ذاتى باشد نيازى به توضيح نيست و مسأله از روشنى كامل برخوردار است و در صورت دوم از اين رو خواهد بود كه افزايش پاداش فرع فراوانى تلاش و داشتن اخلاصى است كه هر دو از فضل ذاتى بر مىخيزند - و اين چنان است كه بدان اشارت رفت - . »