( 1 ) ابن عبّاس « 1 » - مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : على براى من همچون سر است براى پيكرم .
همو « 2 » - مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : على براى من همچون سر است براى پيكرم .
( 2 ) على ( ع ) « 3 » - مىفرمايد : پيامبر ( ص ) فرمود : حقّ على ( ع ) بر مسلمانان همچون حق پدر است بر فرزندش . « 4 »
هامش
( 1 ) مناقب ابن مغازلى / 92 ، ح 135 ، و نظير آن در مناقب خوارزمى / 87 .
( 2 ) همان ح 136 و همان / 91 - 90 .
( 3 ) همان / 47 ، ح 70 و نظير آن در خوارزمى / 230 - 229 با سندش از عمّار بن ياسر و ابو ايّوب .
( 4 ) علّامهء بياضى در صراط المستقيم 1 / 242 مىگويد :
از حقوق پدران بر فرزندان است كه به هنگام پاسخ به نيازهاى آنها بر ايشان رحم گيرند .
منظور از پدر بودن ، ضرورت سپاسگزارى از نعمتهاى پدرى است و اين بر پدر و مادر نسبت به فرزندان نيز ضرورت دارد . . . و ابن ميثم در شرح نهج البلاغه نزديك به اين معنا را بيان كرده است و در آن جا سخنى را از پيامبر ( ص ) روايت مىكند كه فرمود : « هر پيامبرى انسان زمان خويش است . » پس پدرى بر پيامبر و على به مجاز صدق مىكند و پيامبر ( ص ) جز على كسى را به چنين مقام والايى اختصاص نداده است . » علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 14 - 13 مىگويد :
« اخبار در اين پيرامون در باب اسامى پيامبر ( ص ) و كتاب امامت بيان شده و تحقيق آن چنين است كه آدمى حياتى جسمى دارد با روح حيوانى و حياتى ابدى با ايمان و علم و كمالات روحانى كه موجب دست يافتن به سعادتهاى جاودانه است و خداوند سبحان در جاى جاى قرآن كريم ، كافران را مردگانى بىزندگى توصيف كرده است و مردگان مؤمنان كامل را به داشتن حيات وصف نموده است چنان كه مىفرمايد :وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتاً[ آل عمران / 169 ؛ ] و مىفرمايد :فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً[ نحل / 197 ؛ ] و آيات و اخبار ديگر . حق پدر و مادر حقيقى در دخالت بيشتر آن دو در زندگى فانى اين دنيا براى تربيت انسانى ضرورت مىيابد كه تقويت مىشود و زندگى آن دنيا را تأييد مىكند و حق پيامبر و امامان - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - از هر دو جهت ضرورت مىيابد : جهت اوّل اين كه آنها علّت غايى ايجاد همهء خلايقند و در پرتو وجود آنها باقى مىمانند و به سبب آنها ارتزاق مىشوند و باران به بركت آنها مىبارد و از براى وجود آنهاست كه خداوند ، عذاب را دور مىكند و به خاطر آنها خداوند اسباب را تدارك مىبيند ، و جهت دوم ، همان زندگى سترگ است كه به سبب آنها ره مىيابند و از نور آنها برمىگيرند و به بركت چشمههاى علم ايشان خداوند به آنها حياتى پاك ارمغان مىكند كه تا به ابد از دست نمىرود ، پس ثابت شد كه آنها پدرانى هستند حقيقى و روحانى كه مردم بايد حقوق آنها را پاس بدارند و از عاقّشان بپرهيزند - صلوات اللَّه عليهم اجمعين - برخى از اين مباحث در ابواب كتاب امامت [ بحار الانوار 23 / 271 - 270 ] آمده است . » بنگريد به : مفردات مادّهء « اب » در بيان مفاهيم ابوّت .