تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 297

مساهمون:

ص٢٩٧
مىشوند . ( 1 ) در همين كتاب « 1 » - به نقل از ابو هريره آمده است كه گفت : پيامبر ( ص ) على ، حسن و حسين و فاطمه را ديد و فرمود : من با هر كس كه به ستيز با شما برخيزد به ستيز برخواهم خاست « 2 » و با هر كس كه به صلح شما روى آورد صلح خواهم كرد .
هامش
( 1 ) همان / 63 ، ح 90 . ( 2 ) شيخ طوسى در تلخيص الشافى 2 / 137 - 134 مىگويد : « اين است معاويه و ديگرى عمرو بن عاص - كه پيامبر ( ص ) را درك هم كرده‌اند - كه ميان آن دو و امير المؤمنين ( ع ) جنگ درگرفت و ايشان نسبت به حضرت ( ع ) دشمنى ، آشكار كردند و به حضرت ( ع ) در قنوت نماز ، نفرين مىكردند چندان كه شهرتش ما را از بيان آن بىنياز مىكند ، در حالى كه خود از پيامبر ( ص ) شنيده بودند كه مىفرمود : « اى على ! جنگ با تو جنگ با من و صلح با تو صلح با من است » ، و « خدايا دوست بدار كسى را كه او را دوست مىدارد و دشمن بدار كسى را كه او را دشمن مىدارد و يار او را يارى رسان و يارى خود را از هر كس كه يارى خويش را از او دريغ مىورزد دريغ بورز » و « على با حق است و حق با على و هر جا على باشد حق همان جا رود » ، و اقوال و افعال ديگرى كه بيان داشتيم و هر يك دلالت دارد بر نهايت بزرگداشت و تجليل و فضل و پيشى داشتن . حد اقلّ آن ، اين مىبود كه بايد عملكرد آن‌ها اقتضاى خوددارى از جنگ با على و نفرين او و پرداختن به دشمنى با حضرت ( ع ) را مىداشت . ما مىدانيم در ميان كسانى كه يادآور شديم هيچ كس از حق دور نيفتاد و از راه حق دور نشد مگر كسى كه پيامبر را درك كرده و ظاهرا فضلى هم داشته ولى در حدّ گروهى نبوده است كه در ترك نصّ و دسيسه چينى در عدم تطبيق آن به شخص شايسته‌اش بوده باشد ولى با كسانى كه چنين كردند نزديك بوده‌اند و در اين دو فضيلت درك پيامبر و فضل ظاهرى هيچ چيز اقتضاى آن را ندارد كه اين گروه به گمراهى و دشمنى روى آورند . » او در همين كتاب 4 / 132 - 131 مىگويد : « نيز مىدانيم هر كس با حضرت ( ع ) ستيزيده باشد امامت ايشان را انكار كرده است و آن را پس زده است و پس زدن امامت كفر است چنان كه پس زدن نبوّت ، كفر به شمار مىآيد ، چه ، ناآگاهى از آن دو در يك حدّ است . از پيامبر ( ص ) روايت است كه فرمود : « هر كه بميرد و امام زمان خويش را نشناسد مرده است چونان مردن جاهلى » و مردن جاهلى جز بر كفر نيست . نيز از پيامبر ( ص ) روايت شده است كه فرمود : « اى على ! جنگ با تو جنگ با من و صلح با تو صلح با من است » . روشن است كه مقصود پيامبر ( ص ) جز اين نيست كه احكام جنگ با تو همچون احكام جنگ با من است و مقصود پيامبر ( ص ) چنين نيست كه يكى از دو جنگ همان ديگرى است ، زيرا خلاف آن ضرورتا روشن است و اگر جنگ با پيامبر ( ص ) كفر است ، جنگ با امير المؤمنين ( ع ) نيز چنين خواهد بود . زيرا پيامبر ( ص ) جنگ با او را همچون جنگ با خود دانسته است . » بنگريد به : العمدة / 322 - 319 ، الطرائف / 131 .