تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 296

مساهمون:

ص٢٩٦
يزيد بن زريع مىگويد : به بهز بن حكيم گفتم : آيا پدرت به نقل از جدّت و سپس به نقل از پيامبر ( ص ) در اين باره با تو سخن گفته است ؟ بهز گفت : پدرم به نقل از جدم آن را برايم گفته است و در غير اين صورت خدا گوشم را به پوششى از آتش بپوشاند . ( 1 ) در همين كتاب « 1 » - به نقل از انس بن مالك آمده است كه گفت : نزد پيامبر ( ص ) بوديم در حالى كه گروهى از اصحابش نزد ايشان حضور داشتند . گفتند : يا رسول اللَّه ! به خدا سوگند تو نزد ما از خود ما و فرزندانمان عزيزترى . راوى مىگويد : در اين هنگام على ( ع ) وارد شد . پيامبر ( ص ) به او نگريست و خطاب به حضرت ( ع ) فرمود : دروغ گفته است كسى كه گمان مىكند با تو دشمن است و مرا دوست دارد . ( 2 ) در همين كتاب « 2 » - به نقل از ابو ايّوب انصارى با نام خالد بن يزيد نقل شده است كه مىگويد : پيامبر ( ص ) فرمود : اى على ! خداوند تو را چنين قرار داده است كه مساكين را دوست بدارى و به پيروى آن‌ها از خودت ، خشنود باشى و آن‌ها هم از همچون تو امامى خشنود باشند ، پس خوشا به حال كسى كه از تو پيروى كند و تو را تصديق نمايد و واى بر كسى كه تو را دشمن دارد و تو را تكذيب نمايد . ( 3 ) در همين كتاب « 3 » - به نقل از ابن عبّاس آمده است كه گفت : نزد پيامبر ( ص ) بودم كه على ( ع ) با حالتى خشمگين بيامد . پيامبر ( ص ) به او فرمود : چه چيز تو را خشمگين كرده است ؟ على ( ع ) عرض كرد : عموزادگان تو مرا با آزار تو مىآزارند . پيامبر ( ص ) با خشم برخاست و فرمود : اى مردم ! هر كه على را بيازارد [ او نخستين شماست در ايمان و باوفاترين شما به پيمان الهى . اى مردم ! هر كه على را بيازارد ] در روز رستخيز يهودى يا مسيحى برانگيخته خواهد شد . جابر بن عبد اللَّه انصارى گفت : يا رسول اللَّه ! و اگر شهادت دهد كه خدايى جز اللَّه نيست و محمّد ( ص ) فرستاده خداست ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : اى جابر ! اين كلمه‌اى است كه شما از ريختن خون آن‌ها خوددارى مىكنيد و نمىگذاريد اموالشان مباح شمرده شود و جزيه نمىدهند در حالى كه تحقير
هامش
( 1 ) همان / 51 ، ح 75 . ( 2 ) همان / 121 ، ح 159 . ( 3 ) همان / 52 ، ح 76 .