هامش
« همه اتّفاق نظر دارند كه مقصود از « نساءنا » در اين آيه فاطمه ( س ) است ، زيرا در مباهله جز او زنى نبود و اين دلالت بر برترى زهرا دارد به همهء زنان و « انفسنا » يعنى فقط على و جايز نيست مفهوم آن ، خود پيامبر ( ص ) هم باشد ، زيرا پيامبر ، همان دعاكننده است و جايز نيست انسانى به خود دعا كند و صحيح آن است كه به ديگرى دعا كند ، و اگر اين سخن « و انفسنا » ناگزير اشاره است به غير پيامبر لا جرم بايد اشاره باشد به على ( ع ) ، زيرا هيچ كس ادّعا نكرده است كه كسى جز امير المؤمنين ( ع ) و همسر و دو فرزند او در مباهله وارد شده باشد و اين دليلى است بر نهايت فضل و والايى مرتبهء حضرت و رسيدن ايشان به قلّهاى كه هيچ كس را توان رسيدن بدان نيست ، چرا كه خداوند سبحان او را نفس رسول قرار داده است و اين جايگاهى است كه هيچ كس بدان نتواند نزديك شد » .
ابن بطريق در عمده / 192 مىگويد :
« پس حال كه خداوند تعالى آنها را دليل صدق پيامبر در ادّعاى خود و نشانهء صدق قرآن كريمى قرار داده است كه خود آن تصديقكنندهء ديگر پيامبران ( ع ) و كتابهاى آسمانى است ، پس سوگند به آنها ( ع ) همسنگ هر پيامبر و هر كتابى است . اگر خداوند سبحان مىدانست يكى از معجزههاى ماندگار پيامبر در تصديق او و تصديق كتاب خدا جاى آنها را مىگرفت ، آن را مىآورد و اهل بيت ( ع ) را كنار مىنهاد ، زيرا پيامبر ( ص ) در برابر منكران با رساترين اعجاز و تكان دهندهترين آيات در دلهاشان رويارويى مىكرد ، و اگر مبارز طلبى با مسيحيان نجران هنگام انكار قرآن و نبوّت با مباهلهء اهل بيت ( ع ) صورت پذيرفت كه آن نيز با وحى خداوند بود تا در برابر آن تصديق پيامبر و قرآن كريم باشد ، اين در تعبّد امّت در پيروى از آنها و الگو قرار دادن ايشان ، رساتر بوده است و آن چه در تعبّد ، رساتر باشد در لزوم حجّت ، ضرورتر است ، و آن چه در لزوم حجّت ، ضرورتر باشد چنان تنگاتنگ واجب است كه هيچ خللى بدان راه نيابد و آن چه تنگاتنگ وجوب يابد و خللى بدان در نيايد واجب است چونان وجوب شناخت خدا و شناخت پيامبر ( ص ) به دليل همانندهاى پيشگفته در قرآن كريم از آن چه در اخبار صحيح پيرامون وجوب ولايت امير المؤمنين همچون وجوب ولايت خداوند سبحان و ولايت پيامبر ( ص ) در اين آيهء شريفه ذكر شد :إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ.
نظير اين سخن در خصائص / 112 - 110 آمده است .