بگذرند . مسلمانان دژ را گرفتند و غنايم بسيارى به چنگ آوردند و چون بازگشتند حضرت ( ع ) دروازه را با دست راست تا چند ذراع پرت كرد . اين در را بيست مرد مىبستند و هنگامى كه مسلمانان خواستند آن را حمل كنند هفتاد مرد به دوشش كشيدند .
على ( ع ) مىفرمايد : به خدا سوگند من دروازهء خيبر را نه با نيروى جسمانى كه با قدرت ربّانى « 1 » - از جاى كندم . « 2 »
( 1 ) در جنگ فتح كه خداوند به پيامبرش وعدهء پيروزى داده فرموده بود :
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ
« 3 » - پرچم با على ( ع ) بود . « 4 »
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد / 66 .
( 2 ) علّامهء بياضى در صراط المستقيم 2 / 6 مىگويد :
« اين همه خرق عادت است كه جز براى پيامبر يا جانشين پيامبر رخ نمىدهد و از آن جا كه على بالاتّفاق پيامبر نبوده است پس التزاما جانشين پيامبر خواهد بود » .
اربلى در كشف الغمّه 1 / 230 مىگويد :
« فضيلت امير المؤمنين در اين جنگ ، و پيروزى به دست آمده در پرتو زحمات آن حضرت و اظهار منزلت او از سوى پيامبر ( ص ) و اين كه تنها براى او غنيمتى اختصاصى رواست ؛ و نيز آن چه از محبّت پيامبر براى او ظهور يافت و جلوگيرى پيامبر از بغضورزيدن نسبت به او و شناساندن فضيلت او براى كسى كه آن را نمىشناخت و تشويق بريده در دوست داشتن او و اين سخن پيامبر كه : « او بهترين مردم است براى تو و مردمت و بهترين كسى است كه پس از خود براى امت به جاى مىگذارم » همگى تعريض كه نه ، به خدا سوگند تصريحى است بر خلافت و امامت حضرت و آگاهانيدن جايگاه و منزلت او و اين كه على محقّترين آنهاست در به دست گرفتن اين مقام پس از پيامبر و ويژهترين آنها و برگزيدهترين آنهاست نزد پيامبر كه هيچ كس را نمىتوان در آن ، انباز او گرفت و هيچ كس به يافتن اين مقام نزديكى نتواند يافت و اگر كسى چنين قصدى داشته باشد از كجا مىتواند به قدر و قيمت او دست يابد و حال آن كه خصلتهاى شريفى آن چنان در او گرد آمده است . درود خدا بر او و فرزندان و خاندان و كسانش » .
( 3 ) نصر / 1 ؛
( 4 ) مورّخان گفتهاند در روز فتح مكّه پرچم به دست سعد بن عباده بوده و او نداى انتقام از اهل مكّه را سر داده است و پيامبر به على فرموده است كه : او را درياب و پرچم را از او بگير . ( رجوع كنيد به بحار الانوار ، 21 / 105 و 130 ) .
طبرسى در اعلام الورى / 198 اشارهاى به اين موضوع دارد و مىگويد :
« پيامبر فرمود : اى على ! سعد را درياب و پرچم را از او بگير و تو كسى باش كه به مكّه درمىآيى . بدين ترتيب پيامبر ، سوء تدبيرى را كه با اقدام سعد در حقّ اهل مكّه صورت مىپذيرفت جبران كرد و دانست كه انصار راضى نمىشوند كسى از مردم ، پرچم را از سرورشان سعد بگيرد و او را از جايگاهش كنار زند مگر كسى كه مقامى و الا و جايگاهى پرشكوه همچون پيامبر داشته باشد » .
اربلى نظير همين سخن را در كشف الغمّة 1 / 218 مىآورد .