على ( ع ) اشاره كرد - او به هنگامى كه سنّت من ترك گردد و به كنارى نهاده شود و كتاب خدا تحريف گردد و كسى پيرامون دين سخن گويد كه اهل اين كار نيست بر سر تأويل خواهد جنگيد و در راه احياء دين خدا با آنها به نبرد خواهد پرداخت . « 1 » -
( 1 ) در جنگ خيبر كه به سال هفتم هجرى رخ داد پيروزى آن از امير المؤمنين ( ع ) بود .
آنها پيامبر را بيست و چند شب محاصره كرده بودند تا آن كه روزى دروازه را گشودند در حالى كه گرد خويش خندقى كنده بودند و مرحب با يارانش بيرون آمدند تا به جنگ بپردازند . پيامبر ( ص ) ابو بكر را فرا خواند و پرچم را در ميان گروهى از مهاجران به دو سپرد ولى ابو بكر شكست خورد . فرداى آن روز پيامبر پرچم را به عمر داد و عمر نيز هنوز مسير چندانى نپيموده بود كه شكست خورد .
پيامبر ( ص ) فرمود : على را نزد من آوريد . به عرض رسيد كه چشم او درد مىكند .
پيامبر ( ص ) فرمود : او را مىآورم و شما مردى را خواهيد ديد كه خدا و رسولش را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست مىدارند . حملهكنندهاى است كه هرگز نگريزد « 2 » و حقّ اين جنگ را خواهد گرفت .
هامش
( 1 ) ارشاد مفيد / 63 .
( 2 ) علّامهء بياضى در صراط المستقيم 2 / 1 مىگويد :
« پيامبر با اين سخن « هرگز نگريزد » تعريضى دارد به گريزندگان و ستايشش را با اين سخن تصريح مىكند : « حملهكننده » در محبّت خدا و رسول ، همان نهفته مىباشد كه عبارت است از فراوانى ثواب كه مستلزم افضليتى است كه مقتضى امامت و ثبوت امامت و محبّت الهى مىباشد ، اگر چه اين براى هر فرمانبرى حاصل است ولى درجات متفاوت دارد ، و خداوند على را به سبب قطع تعلّقات و پاكسازى درون از پيوند با پلشتىهاى دنيا و كشف غطا از احوال ديگران ، مقامى فزونتر داده است » .