تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كشف اليقين ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
مردى بود از غفار ، همان قبيلهء ابو ذر غفارى . شعبى مىگويد : « بدر » نام چاهى بوده است به اسم فردى به نام همين جنگ ، ( 1 ) همان مصيبت بزرگ بود و نخستين جنگ بود براى امتحان ، چه ، خداوند مىفرمايد :
كَما أَخْرَجَكَ رَبُّكَ مِنْ بَيْتِكَ بِالْحَقِّ وَ إِنَّ فَرِيقاً مِنَ الْمُؤْمِنِينَ لَكارِهُونَ * يُجادِلُونَكَ فِي الْحَقِّ بَعْدَ ما تَبَيَّنَ كَأَنَّما يُساقُونَ إِلَى الْمَوْتِ وَ هُمْ يَنْظُرُونَ
« 1 » - . اين جنگ ، درست هشت ماه پس از آمدن پيامبر به مدينه پيش آمد و اين در حالى بود كه عمر على ( ع ) هفده سال « 2 » - بود . در اين جنگ مشركان به سبب شمار فراوان خود و شمار اندك مسلمانان بر جنگ اصرار داشتند . بعضى از آن‌ها با ناخشنودى به ميدان مىآمدند و قرشيان آن‌ها را به مبارزه مىخواندند و آن‌ها خواهان همسنگان خود بودند و پيامبر ( ص ) اجازه نمىداد بعضى از مسلمانان به ميدان آيند و مىفرمود : اين قوم مىخواهند با همسنگان خود مبارزه كنند . پيامبر ( ص ) سپس به على ( ع ) فرمان داد به مبارزهء آن‌ها رود . وليد بن عتبه ، كه مردى شجاع و جسور بود حضرت ( ع ) را به مبارزه دعوت كرد و على ( ع ) او را كشت ، و سپس عاص بن سعيد بن عاص را از پاى درآورد و اين پس از زمانى بود كه همه از مبارزه با او خوددارى مىكردند ، زيرا اندامى ترسناك و سترگ داشت . سپس حنظلة بن ابى سفيان به مبارزهء حضرت ( ع ) آمد كه او هم به دست مباركش به قتل رسيد . حضرت ( ع ) در اين جنگ ابن عدىّ و سپس نوفل بن خويلد را كه از بدانديشان قريش بود زخمى كرد . قرشيان پيشاپيش نوفل حركت مىكردند و او را بزرگ مىداشتند و فرمانش مىبردند . او پيش از هجرت به مكّه روزى ابو بكر و طلحه را با ريسمانى محكم به هم بسته شكنجه‌شان كرده بود تا جايى كه در بارهء آن دو مورد پرسش قرار گرفت . پيامبر اكرم ( ص ) هنگامى كه از حضور نوفل در بدر آگاهى يافت فرمود : خدايا ما را از نوفل كفايت كن .
هامش
( 1 ) انفال 5 و 6 ؛ آن چنان بود كه پروردگارت تو را از خانه‌ات به حق بيرون آورد حال آن كه گروهى از مؤمنان ناخشنود بودند . با آن كه حقيقت بر آن‌ها آشكار شده در بارهء آن با تو مجادله مىكنند ، چنان قدم برمىدارند كه گويى مىبينند آن‌ها را به سوى مرگ مىبرند . ( 2 ) در نسخهء « ج » و « أ » بيست و هفت سال آمده است .