شمشير سرور ما امير المؤمنين ( ع ) بود كه شالودههاى دين سامان يافت و پايههايش سر برافراشت و در اين امر ، نه گذشتهاى به او پيشى گرفته و نه آيندهاى به او خواهد پيوست . حضرت ( ع ) ، خوددار ، با هيبت و شمشير خدا بود و غم را از چهرهء رسول اللَّه مىزدود و فرشتگان از يورشهاى او به مشركان دچار شگفتى مىشدند . حضرت ( ع ) گرفتار جهاد با كافران و از دين خارجان و ستمكاران و بيعتشكنان بود .
( 1 ) احمد بن حنبل در مسند خود آورده است كه : « 1 » - حسن بن على ( ع ) خطبهاى خواند و گفت : ديروز مردى از شما جدا شد كه پيشينيان در علم او پيشى نگرفتند و ديگران به دو نرسند . پيامبر اكرم ( ص ) او را با پرچم مىفرستاد در حالى كه جبرئيل در سمت راست و ميكائيل در سمت چپ او قرار داشتند و حضرت ( ع ) باز نمىگشت مگر با فتح و پيروزى .
( 2 ) واحدى « 2 » - نقل كرده مىگويد : على و عبّاس و طلحه افتخارات خود را برمىشمردند .
طلحه گفت : من صاحب كعبه هستم و كليد آن در دست من است . عبّاس گفت : من ميراب هستم . على ( ع ) فرمود : شما هر قدر كه بگوييد . من شش ماه پيش از مردم نماز مىگزاردم و منم صاحب جهاد . پس خداوند اين آيات را فرو فرستاد :
أَ جَعَلْتُمْ سِقايَةَ الْحاجِّ وَ عِمارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ كَمَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ جاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لا يَسْتَوُونَ عِنْدَ اللَّهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ * الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
« 3 » - ، تا جايى كه مىفرمايد :
أَجْرٌ عَظِيمٌ
« 4 » .
هامش
( 1 ) مسند احمد بن حنبل 1 / 199 .
( 2 ) اسباب النزول / 139 .
( 3 ) توبه / 19 و 20 ؛ آيا آب دادن به حاجيان و عمارت مسجد الحرام را با ايمان به خدا و روز قيامت و جهاد در راه خدا برابر مىدانيد ؟ نه ، نزد خدا برابر نيستند و خدا ستمكاران را هدايت نمىكند . آنان كه ايمان آوردند و مهاجرت كردند و در راه خدا به مال و جان خويش جهاد كردند ، در نزد خدا از درجهاى عظيمتر برخوردارند و كام يافتگانند .
( 4 ) علّامهء مجلسى در بحار الانوار 36 / 40 مىگويد :
« گواه اين كه ملاك فضل و فخر ، ايمان و جهاد است و بدون ترديد على ( ع ) در آن بر ديگر صحابه پيشى داشته است . . . و به امامت و خلافت شايستهتر مىباشد به جهت قبح پيشى داشتن مفضول همان است كه انديشهء انديشوران بدان شهادت مىدهند » .
شيخ مظفّر در دلائل الصّدق 2 / 160 مىگويد :
« دلالت اين آيه بر نكتهء مورد نظر با پيوست اين روايت ، كمال مىيابد ، زيرا امير المؤمنين ( ع ) خود را با فضيلتى به آن دو برترى مىدهد كه اقتضا دارد با آن بر همهء امّت برترى يابد ، چه ، مىفرمايد : من نخستين مردمم كه ايمان آوردهام و بيش از همه جهاد كردهام و خداوند سبحان او را در ادّعاى چنين فضيلتى تأييد مىكند و كسى را كه براى حضرت اين فضيلت را قائل نيست انكار مىكند . پس حضرت ( ع ) برترين فرد امّت و شايستهترين آنها به امامت است ، با در نظر گرفتن اين كه آيات نيز در بردارندهء مژده است براى حضرت ( ع ) در برخوردارى از رحمت و خشنودى خدا و بهشت جاودان و به خواست خدا در آيهء سى و دوم خواهيم داشت كه اقتضاى بشارت به شخص حضرت ( ع ) و مژدهء بهشت به ايشان معصوميت ايشان و نزديك بودن حضرت ( ع ) است به پيامبر ( ص ) كه بر اين اساس از سه خليفهء ديگر به امامت شايستهتر مىباشد » .
بنگريد به : الخصائص 133 / 134 و العمدة / 194 - 197 .