تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 642

مساهمون:

ص٦٤٢
و ملك و مقام سلطنت را از من بگيرد بدينسان هم موسى عليه السلام مىگويد : يعنى چه ؟ هم فرعون مىگويد : يعنى چه ؟ و هر دو بر روى هم خيره مىنگرند . تنها تفاوتى كه ميان اين دو خيرگى وجود دارد ، اين است كه : فرعون با توجه به تمايلات حيوانى و پرستش خود ، موسى را خلاف اصل و قانون مىبيند و با تعجب و خيرگى به او مىنگرد . موسى نيز با توجه به خدا و احساس وابستگى هستى و انسانها به او ، فرعون را خلاف اصل و قانون مىبيند و با تعجب و خيرگى به او مىنگرد .
( ( 1115 ) ) دشمن اين خواب خوش شد فكر خلق تا نجنبد فكرتش بسته است حلق حيرتى بايد كه روبد فكر را خورده حيرت فكر را و ذكر را

حيرت ايده آل يعنى چه ؟

شيخ عطار مىگويد :
مرد حيران چون رسد اين جايگاه در تحير مانده و گم كرده راه گم شود در راه حيرت محو و مات بىخبر از بود خود وز كاينات هر كه زد توحيد بر جانش رقم جمله گم گردد ازو او نيز هم گر به دو گويند هستى يا نه‌اى ؟ سر بلند عالمى پست كيى ؟ در ميانى يا برونى از ميان ؟ در كنارى يا نهانى يا عيان ؟ فانئى يا باقيى يا هر دوى ؟ هر دوى يا تو نيى يا نه توى ؟ گويد اصلا مىندانم چيز من وين ندانم هم ندانم نيز من هر كه در درياى كل گم بوده شد دايماً گم بوده و آسوده شد