در زمان درد و غم يادش كنى
چون شدى خوش باز بىغفلت تنى
( ( 1143 ) ) اين از آن آمد كه حق را بىگمان
هر كه بشناسد بود دايم بر آن
( ( 1144 ) ) آن كه در عقل و گمان هستش حجيب
گاه پوشيده است و گه بدريده جيب
( ( 1145 ) ) عقل جزوى گاه چيره گه نگون
عقل كلى ايمن از ريب المنون
( ( 1146 ) ) عقل به فروش و هنر حيرت بخر
رو بخوارى نى بخارا اى پسر
تا بخاراى دگر يا بى درون
ساكنان در محفلش لا يعقلون
( ( 1147 ) ) ما چو خود را در سخن آغشته ايم
از حكايت ما حكايت گشته ايم
( ( 1148 ) ) من عدم و افسانه گردن در جنين
تا تقلب يابم اندر ساجدين
( ( 1149 ) ) اين حكايت نيست پيش مرد كار
وصف حال است و حضور يار غار
( ( 1150 ) ) آن اساطير اوّلين كه گفت عاق
حرف قرآن را بُد آثار نفاق
( ( 1151 ) ) لا مكانى كه در او نور خداست
ماضى و مستقبل و حالش كجاست ؟
( ( 1153 ) ) يك تنى او را پدر ما را پسر
بام زير و زيد و بر عمر و آن زبر
( ( 1154 ) ) نسبت زير و زبر شد زين دو كس
سقف سوى خويش يك چيز است و بس
( ( 1156 ) ) چون لب جوى است مشكا لب بندد
بىلب و ساحل بُد است اين بحر قند
اين سخن پايان ندارد باز گرد
سوى فرعون مدّمغ تا چه كرد
آيه
« فَالْيَوْمَ اَلَّذِينَ آمَنُوا مِنَ اَلْكُفَّارِ يَضْحَكُونَ 83 : 34 . » ( 1 ) [ روز رستاخيز ] روزى است كه كسانى كه ايمان آوردهاند به كفار مىخندند ) . « إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا يَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً 76 : 10 . » ( 2 ) ( ما در روز رستاخيز كه بسيار گرفته و سخت است از خدايمان مىترسيم . )
هامش
( 1 ) سوره المطففين ، آيهء 34 . .
( 2 ) سوره الدهر ، آيهء 11 . .