نتيجه گرفت و چون به اين نتيجه رسيديم ، مىتوانيم بگوييم : امر مطلق عقل بر مكلف بودن انسان به حسن نيت و ارادهء خير ، حكم خدا است كه بر دل ما وارد مىشود . » ( 1 ) با اين جملات اخير محصول نظريات كانت در بارهء تكليف و لوازم آن بسيار انسانى و معقول و الهى است . بدون زحمت مىتوان به اين نتيجه رسيد كه احساس و انجام وظيفه به انگيزگى انسانى خالص ، وصول به كمال يعنى خير كل تام را در دنبال دارد و چون وصول به خير كل تام از خود طبيعت بشرى ساخته نيست ، لذا هم انگيزهء اساسى خود احساس و انجام وظيفه خدا است و هم نتيجهء ايده آل اعلاى وصول به خير كل تام بحسب مشيت الهى به انسان داده خواهد شد ، بدين ترتيب تكليف از هر دو طرف ( علت احساس و انجام آن و نتيجهء ايده آلى كه در دنبال دارد ) به خدا وابسته مىشود . به همين جهت است كه بايد كانت را يكى از هوا داران مكتب اخلاقى - الهى معرفى كرد . با اين نظريه مشكلات موجوده و چون و چراهاى مربوط به احساس و انجام وظيفه و انگيزه و نتيجهء كلى آن به كلى بر طرف مىگردد . از اين رو است كه مىگوييم : مضمون بيت جلال الدين :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 634
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٦٣٤
مىزنم با تو به جد تا زنده ام
من چكارهء نصرتم ؟ من بنده ام
همان مطلب نهايى در بارهء وظيفه است كه بيان نموده است .
حضرت موسى عليه السلام به فرعون مىگويد : من بندهء مطيع خداوندم ، به من دستور داده است ، من هم بايد اطاعت كنم ، من نمىتوانم مهلتى به تو بدهم : گيرم كه تو مرد چيره و مسلط هستى و من يار و ياورى ندارم ، ولى من بندهء فرمان الهى هستم . تا زندهام و نفس بر مىآورم با تو پيكار خواهم كرد .
من با پيروزى و شكست كارى ندارم ، من دست از تكاپو و مقاومت بر نخواهم داشت ، تا موقعى كه فرمان خدايم برسد ، تنها اوست كه مىتواند دو خصم را از يكديگر
هامش
( 1 ) سير حكمت در اروپا ، ج 2 ص 167 . .