تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 598

مساهمون:

ص٥٩٨
كرد . آن چه مىتواند ، بلكه تحليل مزبور با شرايط ذهنى متفكر و ناظر است كه جنبهء نسبى پيدا مىكند و اين همان است كه ما آن را نسبيت تضاد براى ما اصطلاح كرديم .

29 - تضاد در ابديت وجود ندارد

در بارهء اين كه در ابديت تضادى وجود ندارد ، جلال الدين ابيات ذيل را گفته است :
آن جهان جز باقى و آباد نيست چون كه تركيب وى از اضداد نيست ( 1 ) اين تفانى از ضد آيد ضدّ را چون نباشد ضدّ نَبْوَد جز بقا ( 2 ) صلح اضداد است عمر اين جهان جنگ اضداد است عمر جاودان ( 3 ) اين نوى را كهنگى ضدش بود و ان نوى بىضدّ و ندّ است و عدد ( 4 )
منفى شدن تضاد در ابديت به ملاك بر چيده شدن بساط ماده و حركت و گرديدن است كه روابط موجوده ميان آنها را هم منفى خواهد ساخت ، بالعكس : هر چه كه حقايق در عرصهء ماده و حركت و گرديدنها بيشتر غوطه ور گردند ، به همان اندازه هم تضاد و ساير روابط شديدتر و بيشتر خواهد بود . صحت اين اصل را در همين جهان طبيعى هم كه ما در آن زندگى مىكنيم مىتوانيم دريابيم . آشنايى با اين اصل در دو قلمرو به ترتيب ذيل امكان پذير است .

قلمرو اول

- هر چه موجوديت يك شىء اصيلتر و مقاومتش در مقابل عوامل قوىتر بوده باشد ، از معرض گرديدنهاى مولود ضد درونى و برونى بر كنارتر است .
هامش
( 1 ) دفتر ششم ، ص 352 ، بيت 58 . .
( 2 ) دفتر ششم ، ص 59 . .
( 3 ) دفتر اول ، ص 27 ، بيت 38 . .
( 4 ) دفتر ششم ، ص 380 ، بيت 27 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 598 | محمد تقي جعفري