تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 596

مساهمون:

ص٥٩٦

« رابطه بين عموميت تضاد و خصوصيت آن ، عبارت از رابطه بين كاراكتر كلى و كاراكتر منفرد تضادها است . منظور از كاراكتر كلى اين است كه تضاد ، حركت شىء در مراحل گوناگون فكر است ، انكار تضاد در اشياء انكار همه چيز است . اين يك اصل جهانى براى تمام دورانها و كليهء نقاط روى زمين است كه استثناء بردار نيست ، اين است كاراكتر طبيعى يا مطلق بودن تضاد . اما كاراكتر فطرى در تمام مراحل خود متضمن كاراكترهاى منفرد است ، بدون كاراكتر منفرد ، كاراكتر كلى نمىتواند وجود داشته باشد . اگر تمام كاراكترهاى منفرد حذف شود ، چه كاراكتر عمومى باقى خواهد ماند ؟ كاراكترهاى منفرد از اين جهت متشكل مىشوند كه هر نوع تضاد يك تضاد مخصوص است ، تمام كاراكترهاى منفرد به طور مشروط و موقت وجود دارد . اين است جنبهء نسبى تضاد . اين اصل كاراكتر كلى و كاراكتر منفرد ، يا مطلقيت و نسبيت ، جوهر مسئلهء تضاد است ، نفهميدن آن در حكم ناديده گرفتن ديالكتيك است . » ( 1 ) چند مسئلهء اساسى تضاد در عبارات فوق ديده مىشود كه ما به طور خلاصه آنها را بيان مىكنيم : مسئلهء اول - جنبهء كلى و مطلق بودن اصل تضاد در همهء اشياء به عنوان يك قانون كلى كه از اجزاء و شرايط معينى متشكل شده است . مسئلهء دوم - تحقق عينى تضادها كه از كاراكتر عمومى و مطلق تضاد پيروى مىكند . مسئلهء سوم - تطبيق كاراكتر مطلق تضاد به جريانات عينى آن ، اين مسئلهء را مائو با كلمهء متضمن متذكر شده است و موضوع نسبيت براى ما ، در قانون تضاد از

هامش
( 1 ) تضاد ، مائوتسه تونگ ، ص 22 . .