24 - زمينهء دريافت تضادها در جهان عينى و ذهنى در درون انسانها
جلال الدين مىگويد :
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
اى عجب من عاشق اين هر دو ضد ( 1 ) بوى بر از جزء تا كل اى كريم
بوى بر از ضد تا ضد اى حكيم ( 2 )
چنين به نظر مىرسد كه زمينهء دريافت تضادها در جهان عينى و ذهنى در درون آدميان كليت دارد .
البته مقصود از زمينهء دريافت تضاد يك حقيقت نسبى است ، زيرا چه خود زمينه و چه مفهوم تضاد در همهء انسانها و در همهء اجزاء و پديده هاى برون ذات و درون ذات يكنواخت نمىباشد . زمينهء تضاد يا بى جلال الدين و درك وحدت و يا اتحاد آنها خيلى بالاتر از يك متفكر معمولى است ، همهء ما بخاطر داريم كه مشاهدهء مقدارى از تضادها در مسائل معنوى اكثر متفكرين سطح نگر را مضطرب و آنان را به پشت پا زدن به مسائل معنوى وادار كرده است ، در صورتى كه زمينهء واقع نگرى جلال الدين داراى چنان عمق نفوذ و قدرت است كه مىگويد :
گه چنين بنمايد و گه ضد اين جز كه حيرانى نباشد كار دين نه چنان حيران كه پشتش سوى اوست بل چنين حيرت كه محو و مست دوست همچنين زمينهء تضاد يا بى هنرى برگسون ، در حالى كه متفكرين سطحى در توضيح وحدت و كثرت پديده هاى من گرفتار تشويش مىشوند و نمىتوانند از گرداب اين تضاد بيرون روند برگسون با بهترين وجه وارد ميدان مىشود و مىگويد : من انسانى واحدى است كه كثرات را كه پى در پى يكى پس از ديگرى وارد درون مىشوند ،
هامش
( 1 ) دفتر اول ص 33 بيت 50 . .
( 2 ) دفتر سوم ص 153 بيت 7 . .