اگر چه خود فرعون اژدهايى بود ، ولى عصاى موسى از فرعون هم اژدهاتر بود كه با توفيق الهى او را نابود ساخت . دست موسوى بالاتر از دست فرعونى قرار گرفت ، بدينسان بالاتر از هر دست دستى است .
عظمتها و بالاترىها ادامه پيدا مىكند تا دست تواناى مطلق الهى كه بالاتر از دست او دستى نيست ، زيرا او است ما فوق و پايان همهء قدرتها . قدرت الهى چونان دريايى است كه نه كرانهاى دارد و نه ژرفايى بر آن متصور است ، همهء درياها در مقابل آن مانند سيل ناچيزى است كه جارى مىشود و قطع مىگردد .
اين حيله ها و چاره جويىها اگر چه از نظر مهارت و دقت و قدرت مانند اژدها است ، ولى همهء آنها در مقابل خداى يگانه مانند نيست و منفى است . حالا كه بيانم به اين نقطهء حساس و بىكران رسيد ، از كار افتاد و نابود شد ، [ بگذرم و بيش از اين خود را در مقابل امواج خروشان حقايق متحير نسازم ] ، تنها خدا است كه به حقيقت دانا است .
[ تو خيال مىكنى كه من مىخواستم داستان بگويم ؟ اين طور نيست ، بلكه مقصود من تشريح وضع روانى تست ] آن چه را كه در فرعون وجود داشت از وجود خودت سراغ بگير ، اژدهاى مكر و حيلهء فرعونى در ظاهر بود ، ولى اژدهاى تو در درونت محبوس است .
همهء آن اوصاف پليد را كه در بارهء فرعون گفتم و تو هم شنيدى ، در درون تو وجود دارد ، ولى تو وقتى كه آنها را مىشنوى ، مىگويى : او فرعون بود ، صفات پست از آن او است و به من ربطى ندارد اما بدان ، هر چه گفتهام بيان حال تو بوده است ، اگر چه يك صدم آن چه را كه دارا هستى به زبان نياوردهام . در آن هنگام كه بدىهاى تو را مىگويند ، دگرگون مىشوى ، در وحشت و هراس غوطه ور مىگردى ، ولى همان بدىها را وقتى كه به ديگران نسبت مىدهند ، افسانه اش مىپندارى .
اين نفس حيوانى مطرود ، هستى تو را تباه مىسازد و اين هم دم پست تو را از
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 494
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٩٤