5 - آن شخص در طبيعت انسانى چگونه فكر مىكند ؟ حيات را چگونه تفسير كرده است ؟
6 - در حالى كه سؤال از جنگ و صلح را براى او مطرح كردهايد ، در ميدان جنگ است يا پشت ميز يا در بستر نرم و گرم ؟ سياست مدار جنگ افروز است كه با راه انداختن جنگ ديده گانش فروزان مىگردد ، يا آدمى است كه زندگى و مرگ انسانها براى او مطرح است ؟
7 - تا كنون مزهء تلخ يك جراحت را كشيده است ؟ يا بنا به مثل معروف همواره آب را در كوزه و نان را در سفره و تابش آفتاب را از روزنهء خانه اش در اختيار داشته است ؟
8 - گذشته و حال و آينده براى شخص او چگونه مطرح است ؟ . . . در روشنايى اين مطلب كه متذكر شديم ، مىتوانيم ارزش و اندازهء اعتماد را به آمار گيرىهايى كه در باره شئون انسانى صورت داده مىشود ، در نظر بگيريم و استحكام و سستى بعضى از جامعه شناسىهايى را كه روى اين آمارگيرىها استوار شده است درك كنيم .
آزمايشات مربوط به هدف هستى انسانها
در سه نوع عامل اساسى ، انسانها همواره در بوتهء آزمايش قرار گرفتهاند :
عامل يكم - قوانين و موضوعات جهان طبيعى و انسانها : اصل ارتباط اجزاء جهان هستى با يكديگر هر لحظه تاثير و تأثر مخصوصى را در انسان ايجاب مىكند . انسان در قلمرو تاثير و تاثر ، چونان تماشاگر و بازيگرى است كه بايستى موقعيت مطلوب خويش را گم نكند ، موقعيت مطلوب نسبى را با موقعيت مطلوب مطلق اشتباه نكند ، موقت و دايمى را از يكديگر تفكيك كند .
در هر لحظهاى مراقب حال خويشتن باشد كه هنگامى كه صحنه تكاپو قيافهء مزرعه و شكارگاه نشان مىدهد ، دانهاى را بدون محاسبه نچيند ، بلى :