تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
اين تكبر را از كجا آورده‌اى ؟ يكى از آن شغالان پيش رفت و گفت : حقيقت را بگو ، واقعاً از خوش دلان گشته‌اى يا شيادى به راه انداخته‌اى ؟ بگو ببينم . اين خود نمايى و نمود رهبرى را كه بر خود گرفته‌اى ، از چيست ؟ مىخواهى با شيادى و مكر پردازى به منبر رفته ، با لافهاى اساس مردم را به حسرت وادار كنى ، مردم در بارهء تو رشك ببرند ؟ خيلى جوش و فوران و غليان نشان مىدهى ، اما از گرمى حقيقى در تو اثرى نيست پس تو آن حيله گرى كه شرم و حيا را از خود دور كرده‌اى . صدق و حرارت واقعى شعار اولياء الله است و بىشرمى و بىآزرمى پناهگاه هر مزور حيله پرداز ، كه بتواند مخلوقات خدا را به سوى خود بكشاند كه بيايند و خوشى و هيجان روحانى او را ببينند ، در حالى كه درون آنها در كثافت و ناخوشى غوطه ور است . سيه رويان دين جهيز و كالايى جز حيله و مكر و ستيز ندارند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 408 | محمد تقي جعفري