قضاى آسمانى هيچند و هيچ .
مگر زمين ناچيز مىتواند از سيطرهء آسمان بگريزد ؟ مگر اين زمين خاكى كه ذرهاى در مقابل عظمت آسمان است ، مىتواند خود را از آسمان پوشيده بدارد ؟ زمين در مقابل فعاليتهاى آسمان چه عرض اندامى دارد ؟ چگونه مىتواند از آن چه كه از آسمان فرود مىآيد جلوگيرى نمايد ؟ از خورشيد شعله ور آتشها بر زمين مىبارد ، زمين جز فرود آوردن سر تسليم در مقابل آتش خورشيد چه گريزى مىتواند داشته باشد ؟ اگر ابرهاى متراكم در روى زمين طوفان به پا كند و شهرهايش را ويران سازد ، چارهاى جز صبر و تحمل حضرت ايوب عليه السلام را نخواهد داشت .
اى آدم كه جزء ناچيزى از اين زمين محقر هستى تمرد و سركشى از حكم الهى مكن . تو كه بارها شنيدهاى كه خدا مىفرمايد :
« ما شما را از خاك آفريدهايم » بنا بر اين خاك باش و فروتنى پيشه كن و بس .
اى آدميان لختى در آن بينديشيد كه تخمها را در زمين مىكارم و آن گاه آنها را از خاك بيرون مىآورم و سر سبز و با طراوت مىگردند .
تو هم از خاك بر آمدى ، حال ، تواضع پيشه كن تا من تو را بر همه اميران و بزرگان برترى بخشم .
باز در اين اصل دقت كن كه آب اول از بالا به پائين سرازير مىشود و آن گاه در صورت سبزىها و جانداران سر بر مىآورد و رو به بالا مىرود .
گندم را بنگريد ، اولا از بالا به پايين آمده زير خاك مىرود و سپس به شكل خوشهء زيبا و چالاك سر از خاك بر مىآورد ، بدينسان دانه هاى اصلى هر ميوه به زير خاك فرو مىرود و سپس سر از آن نهانگاه بيرون مىكشد ، تمامى نعمتها از گردون بالا به خاك سرازير مىشوند و به صورت غذا در مىآيند و آن گاه جزء جان پاك آدمى مىگردند .
آرى ، اين مقام و الا را از پايين آمدن و تواضع به دست مىآورد كه مىتواند
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 322
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٣٢٢