تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 319

مساهمون:

ص٣١٩
موقعيت اولىاش چه حكمتى دارد ؟ براى اين سؤال پاسخهايى داده شده است كه صد در صد صحيح و قانع كننده به نظر نمىرسد ، زيرا اگر كمال دوم شايسته تر از كمال اول كه در پشت سر گذاشته است ، نباشد حركت از كمال اول و تنزل به عالم پست نه تنها بىهوده است ، بلكه از نظر فلسفه و انديشه هاى الهى امكان ناپذير مىباشد . بلى اگر كمال اول را كه موجود از آن جدا گشته و به عالم پست سرازير شده است ، حقيقت با عظمتى مانند عقل كل - هگل يا عقل اول بعضى از فلاسفه فرض كنيم و كمال دوم را پيشگاه الهى بدانيم ، در اين فرض سير از عالم عالى به عالم پست ، سپس صعود به عالم اعلا كاملًا منطقى به نظر مىرسد و اما بدون چنين فرضى اشكال فوق غير قابل حل خواهد بود . آن بيت كه مىگويد :
( ( 464 ) ) جمله اجزا در تحرك در سكون ناطقان كانّا إليه راجعون

با دو طريق قابل تفسير است : طريق يكم - همان است كه در آيات فراوانى در قرآن ديده مىشود كه موجودات هستى همه و همه داراى آگاهى بوده و تسبيح گويان در حركتند ( 1 ) تسبيح آنان همان پذيرش مشيت الهى مىباشد . طريق دوم - همان سير نزولى و صعودى از عالم عالى به عالم اعلا است كه در عنوان مبحث متذكر شديم .

هامش
( 1 ) بحث از آگاهى و تسبيح موجودات هستى در مباحث گذشته مشروحاً مطرح شده است ، مراجعه شود . .