( ( 279 ) ) گام ز آن سان نه كه نابينا نهد
تا كه پا از سنگ و از چَه وارهد
( ( 280 ) ) كور لرزان و بترس و احتياط
مىنهد پا تا نيفتد در خباط
روايت
« الحزم سوء الظن . » ( 1 ) ( حزم و احتياط از بد گمانى است ) . « اتق شر من احسنت إليه . » ( 2 ) ( از شر كسى كه به او احسان كردهاى بترس . )
( ( 255 ) ) آدمى چون كشتى است و بادبان
تا كى آرد باد را آن باد ران
هر اندازه هم انسان بتواند در باره كشتى وجودش در اقيانوس هستى ، محاسبه و دقت داشته باشد ، بالاخره نمىتواند از عهدهء محاسبه و تصرف در همهء عوامل هستى بر آيد
شاعر عربى زبان مىگويد :
ما كل ما يتمنى المرء يدركه
تجرى الرياح بما لا تشتهى السفن (
هيچ انسانى نمىتواند هر آن چه را كه مىخواهد دريابد ، بادها در سطح دريا بر خلاف خواسته هاى كشتىها به جريان مىافتد ) .
شاعرى پارسى زبان هم مىگويد :
خدا كشتى آن جا كه خواهد برد
و گر ناخدا جامه بر تن درد »
سعدى »
هامش
( 1 ) جامع صغير ، ج 1 ، ص 140 . .
( 2 ) المنهج القوى ، ج 3 ، ص 49 . .