اكنون معناى اين جمله را كه در بالا عنوان كرديم ، ( ابديت از آن كسى است كه به آب حيات علم لدنى دست بيابد ) . كاملًا روشن مىشود ، زيرا با شروع معرفت فوق دانشهاى معمولى ، آشنايى با ابديت شروع مىگردد ، آشنايى با ابديت گرايش به آن را نتيجه مىدهد ، گرايش به ابديت نيز آغاز غوطه خوردن در ابديت است .
( ( 3673 ) ) گر چه فرد است او اثر دارد هزار
آن يكى را نام باشد بىشمار
هر موجودى به مقدار عظمتى كه دارد آثار فراوان و متنوعى را دارا مىباشد
هر موجودى كه در جريان پهنهء هستى قرار بگيرد ، دو نوع ارتباط با اشياء ديگر پيدا مىكند :
نوع اول - نسبتها و روابطى است كه ميان آن موجود و ساير اشياء برقرار مىگردد بدون اين كه اين نسبتها و روابط جنبهء علت و معلول و تلازم آنها را با يكديگر نشان بدهد ، مانند اين كه ، شما وقتى كه رو به جنوب ايستادهايد ، مشرق دست چپ و مغرب دست راست و شمال در پشت سر شما واقع مىشود ، در عين حال فلان ستاره بالاى سر شما قرار گرفته است ، همچنين ايستادن شما در آن نقطه پنجره را روبه روى شما كتابها را در پشت سر شما قرار داده است . . . اين نسبتها و روابط اغلب امور انتزاعى بوده و به موجوديت شما ارتباط عليت و تلازم ندارند .
اين امور انتزاعى سراسر موجودات را كه در پهنهء هستى در جريانند فرا گرفته است .
اين يك هندسهء وجودى است كه با اختلاف موقعيتها و وضع تماشا كنندگان متفاوت مىباشد .