صورت ظاهر چه جويى اى جوان
رو معانى را طلب اى پهلوان
صورت و هيئت بود چون قشر و پوست
معنى اندر وى چو مغز اى يار دوست
( ( 3679 ) ) در گذر از نام و بنگر در صفات
تا صفات ره نمايد سوى ذات
گم شوى در ذات و آسايى ز خود
چشم تو يك رنگ بيند نيك و بد
( ( 3680 ) ) اختلاف خلق از نام اوفتاد
چون به معنى رفت آرام اوفتاد
اندرين معنى مثالى خوش شنو
تا نمانى تو اسامى را گرو
( ( 3668 ) ) شيخ خنديد و بگفتش اى سليم
اين درخت علم باشد در عليم
ابديت از آن كسى است كه به آب حيات علم لدنى دست بيابد
علم و معرفت مانند نور مراتب ضعيف و شديد دارد ، از توجه به يك پديدهء ناچيز و درك آن ، دانش شروع مىگردد و اما پايانش حد و مرزى ندارد . و به همين جهت بود كه كانت مىگفت : نسبت دادن آغاز علم به خدا صحيح نيست ، ولى اين كه پايان علم خدا است مطلبى كاملًا صحيح است .
اين آغاز و پايان كه براى علم و معرفت گفتيم ، تقريباً براى اكثريت قريب به اتفاق متفكرين مورد پذيرش است ، ولى ما مىتوانيم مسئله را به طور ديگر هم مطرح كنيم و آن اين است كه گاهى علم و معرفت تنها به توجه و درك يك چيز گفته مىشود مانند علم به اين كه اين ساعت از ساعتهاى روز است كه زمين ما در نقطهاى از فضا قرار گرفته است كه با آفتاب روبه رو مىباشد .
اين علم براى آدمى حاصل مىشود ، خواه به خدا مستند بسازد و خواه اصلا خدا را مورد توجه قرار ندهد ، گاهى علم و معرفت به دانستن چيزى گفته مىشود كه آن شىء در قلمرو هستى كه لحظه به لحظه با مشيت الهى در جريان است مورد توجه قرار گرفته است ، مسلم است كه هم آغاز اين علم متكى به خدا است و هم