تطبيق به مقصودش نيست ، ولى مقصود اصلى او كاملًا روشن و مطلب علمى و فلسفى دقيقى را بيان مىكند .
اشتباه جلال الدين در اين جا است كه مىگويد :
( ( 3678 ) ) تو چه بر چسبى به اين نام درخت
تا بمانى تلخ كام و شور بخت
زيرا نمودها و جلوه هايى را كه يك حقيقت از خود به روز مىدهد ، تنها نام و صورت بىاصل نيست ، يعنى عدالت كه از شخصيت انسانى بروز مىكند ، واقعاً خود حقيقتى است اصيل و منشا آثار مادى و معنوى ، اگر چه خود آن عدالت مانند صفات ديگر به شخصيت منتهى مىگردد .
( ( 3679 ) ) در گذر از نام و بنگر در صفات
تا صفاتت ره نمايد سوى ذات
گم شوى در ذات و آسايى ز خود
چشم تو يك رنگ بيند نيك و بد
از دو منزلگه نام و صفات عبور كنيد و بذات برسيد
جلال الدين در دو بيت فوق چهار مرحله را متذكر مىشود :
1 - براى درك حقيقت يا ذات ، بايستى از منزلگه اسماء و مفاهيم عبور كرده به منزلگه صفات برسيم .
2 - بدان جهت كه صفات تا حدود زيادى با حقيقت يا ذات پيوستگى دارند ، لذا بايستى صفات را هم مورد توجه و دريافت قرار بدهيم .
3 - آن گاه كه از منزلگه صفات رخت بر بنديم و مثنوى به سوى ذات رهسپار شويم . در اين مقصد به دو مقام عالى نائل خواهيم شد :
4 - الف - خود طبيعى و انسانى را از دست داده و در ذات گم يا فانى خواهيم گشت .
ب - گام به ما فوق نيك و به گذاشته آن دو مقولهء متضاد را در يك رنگ مشاهده خواهيم كرد .