تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 592

مساهمون:

ص٥٩٢
تطبيق به مقصودش نيست ، ولى مقصود اصلى او كاملًا روشن و مطلب علمى و فلسفى دقيقى را بيان مىكند . اشتباه جلال الدين در اين جا است كه مىگويد :
( ( 3678 ) ) تو چه بر چسبى به اين نام درخت تا بمانى تلخ كام و شور بخت
زيرا نمودها و جلوه هايى را كه يك حقيقت از خود به روز مىدهد ، تنها نام و صورت بىاصل نيست ، يعنى عدالت كه از شخصيت انسانى بروز مىكند ، واقعاً خود حقيقتى است اصيل و منشا آثار مادى و معنوى ، اگر چه خود آن عدالت مانند صفات ديگر به شخصيت منتهى مىگردد .
( ( 3679 ) ) در گذر از نام و بنگر در صفات تا صفاتت ره نمايد سوى ذات گم شوى در ذات و آسايى ز خود چشم تو يك رنگ بيند نيك و بد

از دو منزلگه نام و صفات عبور كنيد و بذات برسيد

جلال الدين در دو بيت فوق چهار مرحله را متذكر مىشود : 1 - براى درك حقيقت يا ذات ، بايستى از منزلگه اسماء و مفاهيم عبور كرده به منزلگه صفات برسيم . 2 - بدان جهت كه صفات تا حدود زيادى با حقيقت يا ذات پيوستگى دارند ، لذا بايستى صفات را هم مورد توجه و دريافت قرار بدهيم . 3 - آن گاه كه از منزلگه صفات رخت بر بنديم و مثنوى به سوى ذات رهسپار شويم . در اين مقصد به دو مقام عالى نائل خواهيم شد : 4 - الف - خود طبيعى و انسانى را از دست داده و در ذات گم يا فانى خواهيم گشت . ب - گام به ما فوق نيك و به گذاشته آن دو مقولهء متضاد را در يك رنگ مشاهده خواهيم كرد .