تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 557

مساهمون:

ص٥٥٧
نمود . پاسخهايى كه حضرت خضر به موسى عليه السلام داد ، براى حل هر يك از مشكلات موسى كليدى در اختيار او گذاشت . آن فقير هم از خضر ارث برده بود كه به جواب شيخ خانقاه همت گماشته چنين گفت : اگر چه انتخاب حد وسط در امور راز حكمت است ، ولى خود حد وسط امرى است نسبى . مثلًا : آب يك جويبار براى شتر كم و ناچيز است در حالى كه براى يك مورچه مانند دريايى است . هر كس كه مىتواند چهار قرص نان را بخورد ، حد وسط مقدار نانى را كه مىتواند بخورد ، دو سه قرص است ، لذا اگر حد نهايى قدرت خود را به كار برده ، چهار قرص نان بخورد ، از حد وسط دور افتاده است ، او مانند مرغابى اسير طمع مىباشد . اگر كسى اشتهاى خوردن ده قرص نان را داشته باشد ، شش قرص براى او حد وسط است . من كه قدرت خوردن پنجاه قرص نان را دارم و تو توانايى بيش از شش گردهء نان را ندارى ، تو با من هم دست نيستى ، يعنى نمىتوانى مثل من باشى . تو با خواندن ده ركعت نماز خسته و ملول مىشوى و من با خواندن پانصد ركعت هم خسته و ناتوان نمىگردم . انسانى پيدا مىشود كه پا برهنه تا كعبه مىرود و فرد ديگرى هم وجود دارد كه از خانه تا مسجد از خود بى خود مىشود . مردانى هستند كه جان خود را در قلمرو هستى در كردار پاك از دست مىدهند ، كسانى هم ديده مىشوند كه براى دادن يك نان از دست ، جان مىكنند . موضوع حد وسط در كميتهايى قابل تصور است كه نهايتى داشته باشند تا بتوان با نظر به اول و آخر آنها حد وسط را تعيين نمود . لذا وقتى كه يك موضوع بىنهايت باشد ، چون ابتدا و انتها ندارد ، حد وسط نيز نخواهد داشت . هيچ كس اول و آخر عظمت خداوندى را نمىتواند تعيين كند ، زيرا بىنهايت است ، به همين جهت است كه خداوند متعال مىفرمايد : اگر دريا مركب باشد و بخواهند