بقيهء مردم كه از ميلياردها نفر تجاوز مىكنند با بال و پر آنها به پرواز در آمدهاند . آن هم چه پروازى ؟ مگر بال و پرى كه با سريش به دو پهلوى انسان بچسبانند در مقابل طوفانهاى شديد حقايق و حوادث مىتواند مقاومت نمايد ؟ اين منطق اسف انگيز را مورد تفكر قرار بدهيد كه مىگويد :
از مردم افتاده مدد جوى كه اين قوم
با بىپر و بالى پر و بال دگرانند »
صائب تبريزى » نمىگوييم صائب تبريزى به اين پرواز تبه كارانه دستور مىدهد ، بلكه او واقعيت جاريه در تاريخ جوامع بشرى را گوشزد مىكند و مىگويد : واقعيت اين است كه پرواز كنندگان فضاى مقام پرستى چارهاى جز اين نداشتند كه مردم افتاده و بىنوا را بال و پر خود قرار بدهند . اگر چنين بود كه اقوياى عالم پس از آن كه بال و پر ناتوانان را گرفتند و به مطلوب خود رسيدند ، مىكوشيدند كه از ذات بىنوايان براى آنها بال و پرى برويانند و آنها را در فضاى موجوديت و امكانات واقعى شان به پرواز در آورند جاى تاسف نبود ، ولى اقويا پس از آن كه از پله ها بالا مىروند ، اول خود آن نردبان را از بين مىبرند . وقتى پرواز مىكنند ، اول ذات همان موجودات را كه به آنان بال و پر داده بودند چنان خنثى مىكنند كه بال و پرى نرويانند .
و احتمال مىرود كه مقصود صائب از مردم افتاده عرفا و مربيان باشند كه در ظاهر بال و پرى ندارند ، ولى با بال و پر روحى مىتوانند براى ديگران بال و پر براى پرواز بدهند .
خلاصه - مطلب فوق العاده جالبى است كه جلال الدين متذكر شده و انسانها را دعوت به رويانيدن خود واقعى نموده ، مىگويد : بياييد خودتان نمو كنيد و بال و پرى را كه من انسانى شما اقتضا مىكند در خود برويانيد .
تفسير ابيات
آن فقير كه مورد اعتراض صوفيان قرار گرفته بود ، عذر غرامت ( نكتهء ضعف ) خود را مانند پاسخى كه حضرت خضر عليه السلام با اذن خداوند به موسى گفت ، اظهار