تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 44

مساهمون:

ص٤٤
صدها دفتر زرين پر معناتر است . تنها از نام تو تركيب شده است از نام تو ، اى خداوند بزرگ اى حقيقت حقايق اى روح جاودانى اى آفريدگار حيات اى منبع فروزنده ى عشق اى قبلهء پر جلال آرزو اى فرمانرواى جهان خلقت اى مفتاح رموز كاينات از تو كه روز در جستجويت به هر طرف ديده مىدوزد . از تو كه شب در پى ديدارت به هر كوى و بر زن نظر مىافكند . از تو كه هر صدا هنگام بر آمدن به يادت زمزمه مىكند . از تو كه طبيعت با همهء بزرگى خود پيوسته از توانائيت داستان مىگويد و با اين همه جز خوشه‌اى از خرمن بىكران وجود را وصف نمىكند . از تو كه تسلسل دوار انگيز وجود و عدم ، هر لحظه نامت را با حروف آتشين بر پيشانى كاينات نقش مىزند . از تو اى منبع وجود موجودات اى مركز با عظمت حيات اى محور عالم هستى اى حقيقتى كه همه چيز هستى و هيچ چيز حقيقت را توصيف نمىكند ، اى روح قادرى كه هر نامى نمايندهء بزرگى بىپايان تو است و هيچ نامى قدرت بىكرانت را مشخص نمىنمايد از تو ، اى آفرينندهء توانا كه هيچ صفتى به جز « لا يتناهى » عظمت و جلالت را وصف نمىكند اى خداوند تو خود به من آن قدرت دادى كه با دلى آكنده از احترام نام با عظمتت را بر زبان رانم و در پيش آستانت به زانو در آيم از آن هنگام كه اين اسم مقدس به گوش دلم رسيد ، روح من با همه كس در مىآميزد و با همه چيز سخن مىگويد . با امواج خروشان دريا راز و نياز مىكند و با پرندگان سبك روح آسمان نغمهء عشق مىسرايد . با بالهاى تند رو توفان به هر سو بال و پر مىگشايد و عظمت مرموز شب در هر جا فرود مىآيد
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 44 | محمد تقي جعفري