لذت و ذوق آن فرد كه از مردانگى بهره مند است در جهاد و پيكار و تكاپو است ، در صورتى كه آدم بد كار جز لذت آلت تناسل چيزى نمىچشد . براى او دين و ذكرى جز همان آلت تناسلى وجود ندارد . بد بخت آن تبه كار كه انديشه ، آن بزرگترين سرمايهء انسانىاش را به اعضاى پايينى خود سرازير كرده است . اگر اين تبه كار نامرد تا فلك هم اوج بگيرد هرگز از او بيمى نداشته باش ، زيرا تمام اوج و پايين او از اشتياق به اسافل اعضايش ناشى شده است ، اگر چه صداى جرس او به بالا طنين انداز شود ، باز مركب او رو به پايين مىرود . گدايان هم بر دوش خود پرچمى حمل مىكنند ، ولى آن پرچمها علامت نيرومندى و پيروزى نيست ، بلكه نشانهاى از گدايى آنها است .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 437
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٣٧