ترسيدن كودكى از شخص صاحب جثه و تسكين او آن كودك را
( ( 3155 ) ) گنگ زفتى كودكى را يافت فرد
زرد شد كودك ز بيم قصد مرد
( ( 3156 ) ) گفت ايمن باش اى زيباى من
. . .
( ( 3158 ) ) صورت مردان و معنى اين چنين
از برون آدم درون ديو لعين
( ( 3159 ) ) آن دهل را مانى اى زفت چو عاد
كه بر او آن شاخ را مىكوفت باد
( ( 3160 ) ) روبهى اشكار خود را باد داد
بهر طبلى همچو خيك پر ز باد
( ( 3161 ) ) چون نديد اندر دهل او فربهى
گفت خوكى بِه ازين خيك تهى
( ( 3162 ) ) روبهان ترسند ز آواز دهل
عاقلش چندان زند كه لا تقل
( ( 3159 ) ) آن دهل را مانى اى زفت چو عاد
كه بر او آن شاخ را مىكوفت باد
( ( 3160 ) ) روبهى اشكار خود را باد داد
بهر طبلى همچو خيك پر ز باد
با شنيدن هر صدايى به احتمال واقعيتش ، حقيقت موجود را از دست ندهيم
اگر تاريخ بشرى را ورق بزنيم - عربده ها و نعره ها و زمزمه ها و ناله هايى را خواهيم شنيد . يك هزارم اين صداهاى گوناگون نمىتواند تطابق آنها را با واقعيتهايى كه نمودار مىساختند ، اثبات كند .
تاريخ بشرى بانگ خروشانى به ياد دارد كه مىگفت : منم آن قهرمان دلير كه پيروزى در فلان جنگ از آن من بوده دشمن را سر نگون خواهم كرد ، ولى در موقع عمل ديده شده است كه اولين فرد فرارى خود او بوده است .