تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
صداها و داد و بىدادهايى را تاريخ نشان مىدهد كه به عنوان منحصرترين وسيلهء سود جويى و ساكت كردن مردم بوده است . بانگ و فريادهاى ديگرى را هم شنيده‌ايم كه مانند آواز خواندن يك طفل در كوچه هاى تاريك در هنگام شب بوده است كه براى دل دارى به خويشتن مىباشد ، و براى آن است كه ساير صداهاى رعبآور و وحشتناك را نشنود . اينها همه آوازهايى بوده است كه شنيدن آنها از دور يك معنى مىدهد ، گوش فرا دادن به آنها از نزديك ، با ملاحظهء انگيزه ها و نتايجشان مفهوم ديگرى دارد . اين بانگها و صداها چه رعبها و وحشتها در دل بىنوايان تاريخ بشرى ايجاد كرده و چه تلفات بىشمارى را بر آنها وارد ساخته است ؟ بحث مشروحى را نيازمند است . با نظر به ملاك سوء استفاده از صداهاى فوق ، مىتوانيم مقدار زيادى از ساير آثار بشرى را ، مانند نوشتن و پيش قدم بودن و ابراز هم دردى و دل سوزى و آه و واى گفتنها را نيز تفسير نماييم .
( ( 3156 ) ) گفت ايمن باش اى زيباى من . . .

توضيح و انتقاد از ابيات ناشايست جلال الدين مولوى

در بارهء ابيات ناشايست و مستهجن مثنوى دو نظريه وجود دارد :

1 - نظريهء موافق

- مىگويد : جلال الدين در عين حال كه يك عارف زبردست و داراى انديشهء عميق و هيجانات روحانى بسيار عالى است ، يك هنرمند به تمام معناى كلمه نيز مىباشد ، مرد هنرمند مىخواهد احساسات خود را در تابلويى كه از واقعيات مىكشد بيان نمايد ، او نمىتواند كارى با زشت و زيباى محتويات يك اثر هنرى داشته باشد . به اضافهء اين كه در قرآن كه كلام الهى است . نام روشن و صريح از آلت تناسلى زن آمده است :
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 439 | محمد تقي جعفري