غريزهء جنسى را كه يك عمر در پرستش آن سپرى كرده است ، خاطر نشان خواهد ساخت .
چه تناقض سوزناك ؟ حتى رنگها هم بىوفا و تبه كارند ، زيرا پس از دو يا سه شستشو كنار مىروند و بار ديگر چشمان وحشتناك عزرائيل را به روى او خيره مىسازند .
( اى آيينه ) اى محراب خود بينى و خود ستايى چه زود گذشت نو بهار زندگانى و چه با سرعت فرا رسيدن كهنسالى را اعلام نمودى ؟ اين بر آمدگىها و حفره ها را كه چروكش مىنامند مانند بر آمدگى سنگ قبر و حفرهء گور تنگ و تاريك زيبايى و رعنايى ما است ؟ دست با مهارت كدامين آرايشگر است كه بتواند اين خطوط و نشانهء بارز گذشت ساليان عمر را محو و نابود بسازد ؟ ( اى آيينه ) اى محراب دوران جوانى چه بسيار صبحگاهان و شامگاهان كه راز و نيازها و زمزمه هاى روح تشنهام را گرفتى و بجاى آن كه نثار بارگاه جمال ابديت نمايى به سايه ناقص من كه در تو منعكس شده بود ، تحويل دادى ؟ هيچ مىدانيد كه براى اين كه يك انسان متولد شود ميليونها عوامل جدى از قلمرو طبيعت و انسان دست به كار بوده است ؟ اگر بگوييد : اين يك مسئلهء فلسفى است كه ما در زندگانى طبيعى سر و كارى با آن نداريم .
مىگوييم : بسيار خوب ، اقلًا شما كه مىتوانيد معناى عاطفهء مادرى و احتياج كودك نوزاد به آغوش مادر را درك كنيد شما كه مىتوانيد ، بدانيد كه قانون طبيعى مادر و كودك ، از يك افعى خطرناك گرفته تا غزال زيبا مىگويد : كودك حد اقل چند ماه حيات خود را از مادرش طلبكار است .
اكنون به بيدار شدن حس زيبا دوستى ما توجه فرماييد : امروزه مادرانى را از همين انسانها مىشنويم كه كودك را مىزايند و براى اين كه زيبايى پستانهايشان را كه به ديگران نشان خواهند داد ، مختل نشود . حق حيات كودك را منكر مىشوند و شيرشان نمىدهند چرا ؟ براى اين كه زيبايى پستانشان به حال خود بماند و حيوانات انسان نما از تماشايش لذت ببرند ، بدين ترتيب كودكانى مىميرند و كودكانى هم با مواد تصنعى
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 432
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٣٢