( ( 3151 ) ) جز ذكر نى دين او نى ذكر او
سوى اسفل برد او را فكر او
تمام نيروهاى انسانى در استخدام ذكر و فرج ، اين است محتويات شناسنامهء فرزندان قرن بيستم
گويى جلال الدين در اين بيت از شناسنامهء فرزندان قرن بيستم كه ما در آن نفس مىكشيم ، صحبت مىكند .
در اين قرن شهرت پرستان عالم نما ، تازه گويان و تازه گرايان از انسان بىخبر ، سوداگران پول پرست ، پيش تازان مكتب ماكياولى با شعارهاى فريبندهاى از قبيل : « علم چنين مىگويد . » ، « كهنه ها را رها كنيد و تازه ها را بگيريد » .
« قوانين اقتصادى با اخلاق و مذهب و اصول انسانى كارى ندارد . » « هر راهى را كه افراد يك جامعه به هر وضعى كه انتخاب كنند ، كارها بايد روى همان راه انجام بگيرد . » - جنجال و هياهوى بىسابقهاى راه انداخته و به هر شكل كه امكان داشت زحمتها كشيدند و محبتها فرمودند و محتويات و فعاليتهاى مغزى و وجدانى انسانها را به اسافل اعضايشان متوجه ساختند پديدهء آزادى را كه قرون و اعصار بس طولانى عالىترين انديشه هاى بشرى را به خود مشغول داشته و سختترين فدا كارىها و اساسىترين برنامه هاى پيشوايان ما وراى طبيعت و انسان شناسان واقعى را تشكيل مىداد ، به آزادى در طرق اشباع غريزهء جنسى تفسير كردند . وضعى پيش آوردند كه مقدار فراوانى از انديشه هاى تابناك بشرى كه از عهدهء محو ساختن يا تقليل دردهاى بشرى بر مىآمد ، صرف ابتكار لباسهاى محرك و رنگها و ساير وسايل شهوتزا گردد .
چنان شستشوى مصنوعى در مغزهاى مردم صورت دادند كه اگر بخواهند يك رشته تداعى معانى در ذهن خويش به وجود بياورند ، اين رشته از اعضاى محرك يا آرايش